سلام به روی ماه هدیه تهرانی
خدا را شکر می کنم که برف سنگینی بارید که بهانه ای برای هدیه جان جور شود تا در آن جشن مسخره ی حکومتی شرکت نکند .
هدیه جان ، از اینکه چینی دل ما را نشکاندی و به خاطر ما در آن جشن مسخره شرکت نکردی ، ازت سپاسگزارم و دست و پایت را هزار بار ماچ می کنم .
ای فرشته ی نورانی خدا روی زمین ، به فدای تار و پود وجودت !
نمیدانم میخوانی یا نمیخوانی یا اصلن تحویل میگیری یا نمی گیری ؟
ولی اگر به احتمال یک هزارم درصد میخوانی ، میخواستم بگویم که در جشن صدمین شماره ی سینما تئاتر نرو و دعوتشان را رد کن .
یادت باشد که این وزیر ارشاد ترک و دیکتاتور که ارتشی هم هست ، چه جنایت هایی به تو نکرد !
پس در جلسه ای که این جور انسان نماهای بی دین و کثیف حضور دارند ، نرو و شرکت نکن .
من کاره ای نیستم یا در حدی نیستم که پند دهم ، ولی این جور قدردانی ها سودی ندارد .
اگر به خاطر پول است که میدانم نیست ، شماره حسابت را بده تا برایت پول واریز کنم .
خواهش می کنم این رژیم فاسد و دم و دستگاه کثیف و جنایتکار ارشاد ایران را تحویل نگیر .
این ها فقط دنبال ارضای هوس هایشان و پست و مقام گرفتن هستند .
به پایت می افتم ای هدیه جان ! به خاطر این کله ی کچل مو ، نرو با اون وزیر لعنتی ارشاد و اون سیاستمداران آشغال ، عکس نگیر . این ها به اندازه ی چرک بینی بز هم ارزش ندارند .
ای زیباترین و بهترین بانوی تاریخ ایران !
ای زنده کننده ی سینمای زن در ایران !
ای هدیه تهرانی پاک !
خواهش می کنم به آن جشن مسخره نرو .
ببین ، اگر بروی یعنی این افراد کثیفی که شش تا فیلم تو را بایکوت کرده اند ، قبول داری .
ای کاش می توانستم دست و پایت را ببوسم .
ای به فدای انگشتان بلند و بال و پرت !
خواهش می کنم در آن جشن مسخره نرو !
نمی خواهم وزیر ارشاد تو را ببیند !
یعنی من تاحالا تو را ندیدم از نزدیک ، اون وزیر پدرسوخته ی دیکتاتور لامصب تو را ببیند ؟ انصاف است ؟
باز هم مختاری که تو پادشاه سینمای ایرانی ، ای هدیه تهرانی !
به نام خدا
گفتگوی طاهره آشیانی با ناصر تقوایی
تاریخ گفتگو : آبان ۱۳۸۰ خورشیدی
با سینما مدارا می کنم
_Naser%20Taghvayi.jpg)
اشاره : ناصر تقوایی متولد ۱۳۲۰ خورشیدی در آبادان و فارغ التحصیل ادبیات از دانشگاه تهران است .
پیش از شروع به سینما ، فعالیت هنری اش را با نوشتن داستان های کو تاه شروع کرد و در سال ۱۳۴۴ با همکاری در گوه فنی فیم " خشت و آینه " به کارگردانی ابراهیم گلستان ، به سینما روی آورد . از سال ۱۳۴۶ همکاری خود را به عنوان فیلمساز با تلویزیون شروع کرد و تعدادی فیلم مستند ، داستانی و کوتاه ساخت که به مهم ترین آن ها " رهایی " ، " بادجن " و "شهدقای " می توان اشاره کرد . تقوایی در فیلم " بادجن " برای نخستین بار در تاریخ فیلم های مستند ، به مراسم " ژار " وزار گرفتگی که در جنوب کشور رایج است ، پرداخت . او اولین فیلم بلند سینمایی خود را در سال ۱۳۴۹ به نام " آرامش در حضور دیگران " ساخت که پس از سه سال وقفه ، در سال ۱۳۵۲ به نمایش عمومی گذاشته شد و در سال ۱۳۵۵ سریال" دایی جان ناپلئون " را برای تلویزیون ساخت . سپس در سال ۱۳۶۵ فیلم برجسته ی " ناخدا خورشید " را جلوی دوربین برد . این فیلم توانست در پنجمین جشنواره ی فیلم فجر ، نامزد دریافت یازده جایزه شود و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد ( داریوش ارجمند ) و نقش دوم مرد ( سعید پور صمیمی ) را از آن خود کند و هم چنین در چهل و یکمین جشنواره ی لوکارنو ، جایزه ی یوزپلنگ برنزی را به چنگ آورد . تقوایی " ای ایران " را در سال ۱۳۶۸ ساخت و تا سال ۱۳۸۰ که فیلم " کاغذ بی خط " را ساخت ، فقط یک اپیزود از فیلم قصه های جزیره را به نام " کشتی یونانی " جلوی دوربین برد . " کاغذ بی خط " نیز که از قصه ای طنزآمیز برخوردار است و در آن هدیه تهرانی و خسرو شکیبایی بازی می کنند ، به دلیل پاره ای مسایل دچار وقفه شده بود که این روزها مجددا تدوین آن توسط عباس گنجوی ادامه پیدا کرده است . تقوایی یکی از داوران نخستین جشنواره ی فیلم های دریایی بود . مراسم اختتامیه این جشنواره ، در کشتی طاووس و بر آب های خلیج فارس برگزار شد . تقوایی را روس عرشه ی کشتی تنها یافتیم و فرصتی پیدا کردیم برای یک گفت و گوی کوتاه که با هم می خوانیم :
_Naser%20Taghvayi.jpg)
از این که فیلمساز هستید ، چه احساسی دارید ؟
احساس خوبی ندارم .
چرا ؟
در این سن و سال برای من خیلی سخت است که تغییر شغل بدهم ؛ اما اگر جوان بودم و می دانستم چنین آینده ای پیش رو دارم ، سینماگر نمی شدم و ادبیات را ادامه می دادم .
ولی ما فیلم های تقوایی را خیلی دوست داریم .
شما لطف دارید . من خوشحال می شوم وقتی جوان هایی را می بینم که به مسائل فرهنگی علاقه مندند . اما فکر می کنم اگر ادبیات را ادامه می دادم ، اکنون آرامش خاطر بیشتری داشتم .
از چه زمانی ننوشتید ؟
من همیشه می نویسم ؛ چون کار اصلی ام نوشتن است ؛ اما نمی دانم این نوشته ها کی چاپ خواهد شد .
تصمیم دارید چند فیلم دیگر بسازید ؟
وقتی یک کار در زندگی تبدیل به حرفه و شغل می شود ، باید با آن مدارا و زندگی کرد ؛ اما متأسفانه در شرایط فعلی ، اختیار آدم به دست خودش نیست و باید بنشینیم و ببینیم کی شرایط پیش می آید که بتوانیم فیلمی بسازیم . مثلن در دوازده سال گذشته ، شرایط ساخت فیلم برای من پیش نیامد تا فیلم " کاغذ بی خط ".
گویا این روزها تاریخ تکرار می شود ؛ شما در کتاب ها و فیلم هایتان از خارجی ها گفته اید که پیش از انقلاب در ایران و جنوب بودند و از امکانات این سرزمین استفاده می کردند ؛ اما بومیان در شرایط مناسب نبودند . حالا در اینجا و در کیش باز می بینیم که خارجیان از امکانات استفاده می کنند ، اما بومیان همچنان زندگی سخت و ساده ای دارند . آیا جلوی این حوادث را نمی توان گرفت ؟
اینها یک رشته ارتباطات بین المللی و تبادل نیروی کار است ؛ به هر حال جاهایی لازم است ما از آن ها استفاده کنیم . اما درست است ؛ تاریخ تکرار می شود . هر نسل بشری تجربیاتی از نسل گذشته دارد و تجربیات تکرار می شود .
من دیشب " ناخدا خورشید " را برای چندمین بار دیدم . این فیلم واقعن کامل است ، داستانی پر کشش دارد که بیننده را با خود همراه می کند .
از سالی که " ناخدا خورشید " ساخته شده است ، اتفاقات زیادی رخ داده که کماکان به خلیج فارس مربوط بوده است ؛ اما وقتی به دقت نگاه می کنم - بدون تعریف از خود - " ناخدا خورشید " را کامل ترین فیلمی می بینم که از زندگی مردم ساحل خلیج فارس ساخته شده است . گر چه چند فیلم مستند نیز در این زمینه داریم ؛ اما بیشتر فیلم هایی که در جنوب ایران و درباره ی مردم این خطه ساخته شده اند ، با مردم و فضای اینجا بیگانه هستند . من خودم جنوبی ام و در زمان کوذکی چون پدرم گمرکچی بود ، تقریبا به تمام سواحل ایران سفر کرده ام و با این مناطق آشنا هستم . زمانی که یازده ساله بودم ، به کیش آمدم ؛ چیزی حدود پنجاه سال پیش . اکنون دگرگونی هایی دیده می شود که طبیعی است . اما اگر منصفانه نگاه کنیم ، باید ببینیم بهره ی بومیان این منطقه از این پیشرفت چه بوده است ؟ هیچکدام از بهره های این آبادانی ، مال مردم این منطقه نیست . عده ای آمده اند و اینجا را تصاحب کرده اند و اگر راننده و باغبان و دربان خواسته باشند ، به سراغ بومیان می روند .
اما این روند نمی تواند ادامه یابد . مردم اینجا سالیان سال بی آبی و گرما و بدبختی را تحمل کرده اند و حالا که زمان شکوفایی این منطقه است ، آن ها هیچ سهمی از این آبادانی ندارند .
از تاریخ خارج شویم و به سینما برگردیم . چرا سینمای ما همیشه دچار بحران است و فکر می کنید نیاز آن در شرایط فعلی چیست ؟
هیچ چیز از پیکره ی جامعه جدا نیست ؛ هیچ مسأله ای از بقیه ی مسایل جدا نیست و سینمای ما دچار همان تلاطمی است که در زمینه های دیگر زندگی ما نیز وجود دارد .
این روزمرگی باید اززندگی ما خارج شود . باید آینده نگر تر باشیم و برنامه های دراز مدت تری داشته باشیم . تا زمانی که فقط امروز را می بینیم و هیچ چشم اندازی از فردا نداریم ، این تلاطم ها وجود دارد .
این چشم انداز را سینماگران ما باید به وجود بیاورند یا سیاستگذاران ؟
جامعه و یک ملت درست مانند یک دریاست ؛ در دریا نمی توان گفت کی توفان می شود و کی آرام است . جامعه و ملت باید مانند یک کشتی مجهز باشد که اگر توفان شد ، بتواند از آن عبور کند . مثلن در همین کشتی ، موج شکن هایی جاسازی شده است که در زمان توفان به کار می آیند و به کشتی امنیت می دهند ؛ یک جامعه هم مانند کشتی است . اما متأسفانه جامعه ی ما آینده نگری ندارد و این قضیه در مسایل فرهنگی تشدید می شود .
امسال سینمای ایران آنچنان که باید ، مخاطب خود را جذب نکرد و بیشتر تهیه کنندگان از فروش نامناسب فیلمها گله مندند ؛ فکر می کنید چرا چنین شده است ؟
من اصلن معتقد نیستم که مخاطب سینما کم شده است ؛ اما ما داریم کالایی را عرضه می کنیم که جایگاه درستی برای عرضه ندارد . ما سالن سینما نداریم ؛ یک سالن سینمای خوب که خانواده ها بتوانند از آن استفاده کنند . ما شهرهای یک مییون نفری داریم که اصلن سالن سینما ندارند .
در پایتخت کشور شهرک هایی داریم که بین پانصدهزار تا یک میلیون نفر جمعیت دارند ، اما یک سالن سینما ندارند . مردم نیز به دلی این شرایط ، کمتر به سینما می روند ، اما به فیلم علاقه مندند . یادم هست زمانی بیشتر جوان ها دوست داشتند دکتر و مهندس شوند ؛ اما اکنون شاید بتوان به جرأت گفت چهل تا پنجاه درصد از جوان ها دوست دارند وارد حرفه ی سینما شوند . ما ده ها کلاس و مدرسه سینمایی داریم و جوان ها دوست دارند آموزش ببینند . از طرفی ملت ما ، ملتی است که سینما را دوست دارد و جوان های ما در این زمینه مستعدند و هر زمان که فرصت پیش آمده است ، خوب درخشیده اند .
به صراحت می توان گفت سینمای فرهنگی دنیا تا حدودی زیر تأثیر سینمای ایران است و اگر در جشنواره های معتبر دنیا ، فیلمی از ایران حضور نداشته باشد ، فکر می کنند چیزی کم دارند .
سرچشمه : روزنامه ی جام جم ، شماره ی ۴۴۶ ، شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۰ خورشیدی ، صفحه ی ۱۰ ( رسانه )
_Naser%20Taghvayi.jpg)
● نيوهمانگ در بخش مسابقه اصلي جشنواره سنسباستین اسپانیا
● نيوهمانگ فيلم افتتاحيه جشنواره بينالمللي فيلم تورنتو کانادا در بخش New Crowned Hope
● بزرگداشت بهمن قبادي در ريكياويک ایسلند
● «نيوهمانگ» در جشنواره پوسان کره جنوبی
● سه جايزه بزرگ در جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستین اسپانیا
● جايزه «سينهاروپا» 2006 به بهمن قبادي تعلق گرفت
● نمايش دو اثر بهمن قبادي به مناسبت سالروز تولد موتزارت
● امتناع قبادي از سفر به لندن در اعتراض به انگشتنگاري سفارت انگلیس
۲۰۰۷
● نامه سرگشاده ی بهمن قبادي در اعتراض به برخوردهاي اداره نظارت و ارزشيابی ایران
● «نيوهمانگ» در بخش «زمان و جريان» جشنواره بينالمللي روتردام هلند
● «نيوهمانگ» در جشنواره ی آدلايد استرالیا
● «نيوهمانگ» در جشنواره ی هنگکنگ
● «نيوهمانگ» در بخش مسابقۀ جشنواره ی بينالمللی استانبول ترکیه
● «نيوهمانگ» در موزه فيلم مونیخ آلمان
● «نيوهمانگ» در بخش مسابقه ی سومين جشنواره ی فيلم بخارست رومانی
● تماشاگران جشنواره استانبول، «نيوهمانگ» را انتخاب كردند
● «نيوهمانگ» در بخش غير رقابتي جشنواره ی اينديليزبوآ پرتغال
● چهار نمايش براي «نيوهمانگ» در بخش مسابقه ای جشنواره ی ترايبکا در نیویورک آمریکا
● پنجمين جايزه بينالمللي براي «نيوهمانگ» در جشنواره اينديليزبوآ پرتغال
● واكنشهاي مثبت تماشاگران جشنوارة ترايبكا به «نيوهمانگ»
● «نيوهمانگ» تقديرنامه بهترين فيلمنامه را از جشنواره ترايبكا گرفت.
● نمایش فیلم « نيوهمانگ» در استرالیا
● نمایش فیلم «نيوهمانگ» در گراناداي اسپانیا
● آخرين ساخته بهمن قبادي در دوربان آفریقای جنوبی
● آغاز نمايش عمومی «نيوهمانگ» در كشورهاي جهان
● نمايش فيلم «نيوهمانگ» در لهستان
● «نيوهمانگ» دومين فيلم پرفروشاسپانیا
● «نيوهمانگ» در مركز «آيسی اي» بريتانیا
● «نيوهمانگ» در موزه هنرهايزيبا بوستون آمریکا
● نيوهمانگ در پنجاه و ششمين دوره جشنواره ملبورن استرالیا
● نمايش فيلم نيوهمانگ در سارايوو بوسنی هرزگوین
● فیلم نيوهمانگ در جشنواره ی بينالمللی فيلم اوراسيا، قزاقستان
● جديدترين نقد از فيلم نيوهمانگ از ران شیب
● هشتمين جايزۀ بينالمللي براي فيلم«نيوهمانگ» ازجشنوارۀ بينالمللي فيلم اوراسيا، قزاقستان
● معرفی فيلمهاي بهمن قبادي توسط خانم شارون استون در موناكو و پاریس فرانسه
● يكي از جديدترين نقدهاي فيلم نيوهمانگ از رابين كليفورد
● جديدترن نقد فيلم نيوهمانگ از جي هوبرمن
● نهمين جايزۀ بينالمللي براي فيلم«نيوهمانگ» ازجشنواره ی بينالمللي فيلم اوجاي، كاليفرنیا
● ستايش شارون استون از فيلمهاي بهمن قبادی
● چهار نقد جديد ديگر از فيلم نيمۀ ماه
● نمايش فيلم «نيوهمانگ» در ايتالیا
● جديدترين نقد فيلم «نيمۀ ماه» از ايدرين نيترور، (Adrin Neatrour)
۲۰۰۸
● اكران «نيوه مانگ » در سينماهاي آمريکا
هدیه تهرانی برنامه ریز ، دستیار کارگردان و بازیگر فیلم سینمایی نیوه مانگ به همراه بهمن قبادی کارگردان این فیلم