









" چهارشنبهسوری " همان فیلمی که خانم هدیه تهرانی نقش مژده را در آن بازی کرد ، به عنوان بهترین بازیگر جشنواره ی فیلم فجر در بهمن سال ۱۳۸۴ و نیز بهترین بازیگر جشن خانه ی سینما در شهریور سال ۱۳۸۵ شناخته شد ، از پنجم دی ماه ۱۳۸۶ خورشیدی ( ۲۵ دسامبر ۲۰۰۷ میلادی ) در شهرهای فرانسه اکران عمومی می شود .
اين روزها و در آستانهی اكران فيلم در فرانسه برخی سايتهای اينترنتی اين كشور به نقد و تحليل اين فيلم پرداخته اند .
در يكی از نقدهای اينترنتی آمده است: « اين سهشنبه "چهارشنبه سوری" است.
جشن آتشبازيی سنتی ايرانيان. روحی ، خدمتكار جوانی كه قرار است به زودی ازدواج بكند در منزل زوج جواني ناظر خوشبختی تمام عيار آنهاست. اما بعد از مدتی متوجه بحراني در آن منزل ميشود و آنجا را خانهی پرتنش و بحران زده میيابد. خانه ای كه زن به همسرش مشكوك است و تصور میكند همسرش با زن همسايه رابطه دارد. »
در ادامهی اين نقد آمده است: « در ابتدا، امر خوشبختي زوج جوان از نظر "روحی"، خدمتكار جوانی كه در آستانه ازدواج است كامل و بينظير ميآيد. در اين فيلم صحنهها و لحظات كوتاه و بريده بريده از مقاطع مختلف پخش میشوند و تا آخر فيلم نيز اين وضعيت مشهود است. »
در ادامه نوشته شده است : « اصغر فرهادی در اين فيلم كه سومين كار فيلمسازیاش است ، وضعيت و شرايط يك زن جوان را طوري بيان میكند كه در حال تجربه زندگي زناشويی در خانواده ای در حال انحطاط است. سينماگر سردرگمی زندگی روزمره را با مهارت تمام بهتصوير میكشد و دايم بر اين مسأله كه زن دچار توهم شده است كه فكر میكند مرد به او خيانت كرده ، دامن میزند. تا اينكه در لحظات پايانی فيلم دست به افشای حقيقت میزند و به زيبايی نشان میدهد كه قضاوتهای اوليه تنها نوك بينی را مدنظر داشتهاند. »
در پايان نيز "چهارشنبهسوری" را فيلمی تاثيرگذاری دانسته است و آورده است : « اصغر فرهادی با اين فيلم خود را در مرتبه خاصي در ليست كارگردانان جهانی كه بايستی كارهای آنها را دنبال كرد، قرار داده است . »
نسرين ميرشب پخشكنندهی جهانی "چهارشنبهسوری" است.
برای دریافت اندازه ی بزرگتر این عکس یادگاری از بیلبورد چهارشنبه سوری ، روی آن تقه بزنید .
سرچشمه : گروه طرفداران هدیه تهرانی

هدیه تهرانی در نمایی از "شبانه"
کیوان علیمحمدی درباره اکران فیلم "شبانه" نیز گفت: "هنوز وضعیت اکران این فیلم مشخص نشده، اما به همراه هدیه تهرانی که یکی از سرمایهگذاران فیلم است پیگیر این موضوع هستیم." نخستین فیلم بنکدار و علیمحمدی داستان دختری به نام شبنم است که همراه دو دوستش به قصد گذراندن شبی از منزل خارج میشوند، اما اتفاقی ناگوار برای برادر یکی از آنها رخ میدهد و ...
هدیه تهرانی، کورش تهامی، ستاره اسکندری، حمیدرضا پگاه، امیرحسین صدیق، بهاره رهنما، آتیلا پسیانی و ... بازیگران "شبانه" هستند.

Working with Hedieh Tehrani , one of the biggest and best super stars of Iranian Cinema, gave me one good opportunity to examine myself in Film making
What I realized after 13 was, being a film maker is totally different with being a play director, I mean with some talent, a good group of actors, a place to show and a well written play you may be a play director, and after the end of the show nothing will left to judge, whether that was a good or bad work. but In Cinema you are dealing with more than just a group of actors. you have to have a good answer for your Camera Man, when he is asking " OK, Where the camera should be??. and that's just the beginning of it. You have to have technical skills and knowledge about post production too. making a few short films is necessary for anyone who wants to be a film maker and enter to this huge industry. actually in my opinion it's a good place to find out your mistake and to not repeat them in the next one

به نام خدا
گفت و گو با فریدون جیرانی
( کارگردان فیلم قرمز )
عقب ماندن هنرمند از جامعه غم انگیز است
● چرا سبز و زرد و آبی نه ؟ چرا قرمز ؟
■ نام فیلم باید با داستان فیلم هماهنگی داشته و بیانگر قصه ی فیلم باشد . قرمز رنگ عشق و خون است . فیلم هم درباره ی عشق دیوانه وار و جنون آمیز یک مرد به یک زن است که به خون کشیده می شود . اسم و رنگ قرمز به این دلیل انتخاب شد که حالت فیلم یعنی عشق و خون و جنون را با خود داشته باشد و از سوی دیگر می باید بیان کننده ی روحیه ی ناصر ملک ، قهرمان داستان باشد .
● کمی درباره ی عشق بگوید ، عشق سرکش که با نفرت و جنون یک گام فاصله دارد .
■ در جامعه ی ما سخت است که درباره ی عشق دو انسان به یکدیگر حرف بزنیم . سخن گفتن درباره ی عشق زن و مرد به یکدیگر در این جا با مشکلاتی همراه است . عشقی که در فیلم " قرمز " وجود دارد یک عشق واقعی است و ریشه در واقعه ای است که در ایران روی داده است . عشقی که همراه با بدگمانی و کینه است . در قرمز مرز میان عشق و کین مورد بحث است . قهرمان داستان آن قدر زنش را دوست دارد که در مرحله ای به کینه می رسد .
● درباره ی حادثه ای که فیلم " قرمز " از آن برگرفته شده ، کمی توضیح دهید .
■ حادثه در سراب رخ داده بود . زن بسیار جوان و زیبایی شوهر بسیار حسود و روانی داشته که به گمان این که زنش در رفت و آمد هایش به او خیانت می کند ، به همراه مادر پیرش زن را دوازده روز در زیرزمین خانه شکنجه می کند تا متنی بر اعتراف به خیانت از او بگیرد که با مردی ارتباط دارد . زن زیر بار نوشتن چنین اعتراف نامه ای نمی رود و زیر شکنجه می میرد . البته نه در زیر زمین ، چرا که وقتی مرد متوجه می شود بر اثر شکنجه هایش ، زن بیهوش شده است ، او را به بیمارستان می رساند و خود فرار می کند . زن در بیمارستان به هوش می آید و رویداد را برای پرستاران و پزشکان تعریف می کند و می میرد . این حادثه که از تلخ ترین فجایع اتفاق افتاده ی سال ۱۳۷۶ خورشیدی در ایران است ، در چند نشریه ، گزارش مفصلی داشت . فیلم قرمز از این حادثه ی ناگوار برگرفته شده است .
● و شما این گونه جنایات را زیرشاخه ی انواع بیماری های روانی می دانید ؟
■ بله ، فیلم به معضل آدم های روانی می پردازد که در جامعه زندگی می کنند و فرقی در ظاهر با دیگران ندارند و جامعه هم نمی تواند فکری به حال آن ها بکند . آدم هایی که به ظاهر سالم هستند ، خوب لباس می پوشند ، خوب سخن می گویند و در ظاهر آشکار نیست که دیوانه هستند ، ولی در واقع ، آدم های دیوانه ای هستند که در موقعیت خاصی دیوانگی آن ها پدیدار می شود . " قرمز " در ضمن پرداختن به حقوق نادیده گرفته شده ی زنان ایران به معضل چنین آدم های روانی می پردازد . البته در این فیلم ، زن ایرانی و حقوق او هم مطرح است . در قانون مدنی کنونی ایران ، شرطی که زن می تواند درخواست طلاق نماید این است که ثابت کند شوهرش روانی است ! آن هم با تشخیص قاضی !!! و پس از معاینه و تأیید پزشکی قانونی !!!!! . این اثبات برای زنان ایران ، آسان نیست و مردان روانی همواره راهی برای گریختن می یابند ؛ به این ترتیب بسیاری از زنان ایران مجبورند در خطرناک ترین شرایط با چنین مردانی زندگی کنند ، در شرایطی که مرگ هر لحظه آن ها را تهدید می کند . پیش از نوشتن " قرمز " در راهروهای دادگستری و دادگاه خانواده برای رمطالعه ی این مسایل بسیار حضور یافتم . پرونده هایی مانند آن چه در فیلم سینمایی " قرمز " مطرح شده ، نه یکی دو ماه ، که چند سال ! طول می کشد و زمان دادگاه در این میان از اهمیت حیاتی برخوردار است و این درست همان چیزی بود که من در " قرمز " نمی توانستم به آن بپردازم ، بنابراین زمان رسیدگی به پرونده ی " قرمز " را کوتاه کردم . به هر حال ، این معضل مهمی است و اگر هم اکنون شما بخواهید در ایران ثابت کنید که شوهرتان دیوانه است ، خیلی طول می کشد .
● بنابراین رسیدگی به چنین مواردی باید با شتاب و اضطرار زیادی همراه باشد . درواقع این پرونده ها اورژانسی هستند .
■ معمولن در دادگاه های خانواده ی ایران ، قاضی ها مایل نیستند طلاق سریع صورت بگیرد ، آن هم هنگامی که یکی از دو طرف ، راضی به طلاق نیست . در این موارد ، در دادگاه کارها با کندی پیشز می رود تا طلاقی صورت نگیرد و چون تشخیص روانی بودن شوهر نیاز به کار کارشناسی دارد ، رسیدن به این نکته خودش زمان می برد و برای این که تر و خشک با هم نسوزند ، قاضی به آسانی به کارشناسی رضایت نمی دهد . البته این کار از یک سو درست است و از سوی دیگر ، ممکن است این کندی ، ضایعاتی به وجود بیاورد . کارشناسان حقوقی در این باره باید پژوهش های بیشتری بکنند و موانع را برطرف سازند .
● در سال های اخیر در سینمای ما ، زن محور بسیاری از فیلم ها بوده است . دلیل گرایش فیلم سازان به مسایل و مشکلات زنان را چه می دانید ؟ چه شده که سوژه ی بسیاری از فیلمسازان ، حقوق پایمال شده ی زنان و احقاق این حقوق شده است ؟
■ مسأله این است که در جامعه ی فعلی حقوق زن دارد مورد بررسی دوباره قرار می گیرد و در این مورد کاستی های زیادی وجود دارد . به هر حال با توجه به شرایط نوین جامعه ی ایران درباره ی زنان ، هنوز در این باره قوانین نقص دارند که باید مورد بازنگری قرار گیرند . به دست آوردن حقوق زنان و تأکید بر آن از بستر نهادینه کردن آزادی می گذرد که مردم در این زمینه در حال حاضر بسیار فعال هستند ، یعنی احقاق حقوق زنان جزیی از نهادینه کردن آزادی است . دلیل این که فیلم سازان ما این را دریافته اند این است که مظلومیت زن در جامعه و مظلومیت دو گانه اش از این دیدگاه قابل طرح است .
● به نظر من دلیل دیگر گرایش فیلم سازان به مسایل زنان این است که فیلم هایی که درباره ی زنان ساخته شده ، پرفروش بوده و تمام هزینه و سرمایه را برگردانیده و به سوددهی نیز رسیده است .
■ همین طور است . جدا از دغدغه ی احقاق حقوق زنان ، مسأله ی استقبال تماشاگران از فیلم هایی که زن محور اصلی آن است ، این گرایش را دامن زده است . تماشاگران زن سینما در سال های اخیر افزایش یافته اند . در سال های نخستین انقلاب ۵۷ ، ما این همه سینماروی زن نداشته ایم ، از دهه ی دوم انقلاب به بعد ، دیوار فرهنگی شمال و جنوب تهران فرو ریخته است . زمانی تهران با فرهنگ بالای شهری و پایین شهری ، تقسیم شدنی بود ، اما از هنگامی که در جنوب شهر تهران ، فرهنگسراهای گوناگون ساخته شد ، این دیوار فرهنگی فروریخت . در گذشته ، سینماهای بالای شهر فیلم های خارجی و سینماهای پایین شهر ، فیلم های فارسی نمایش می دادند . فرهنگسراهای بهمن در جنوبی ترین نقطه ی تهران با کلاس های موسیقی ، شنا و حتی بدن سازی برای زنان تأسیس شد . درصد بی سوادی از پنجاه درصد به بیست درصد کاهش یافت . بنابراین ، زنان وقتی به سینما آمدند ، می خواستند که خودشان را در فیلم ها ببینند . به این ترتیب ، فیلم سازان رفتند به سمت داستان هایی که تصویر زنان در آن ها باشد . در آمریکا هم تماشاگران زن ، تعیین کننده هستند که این اتفاق در سینمای ایران هم افتاده است ، مثلن فیلم " همسر " تماشاگران زنش بیشتر از تماشاگران مرد آن بود. به همین دلیل فروش بالایی داشت .
● پس به دلیل پرفروش بودن این نوع فیلم ها ، بیشتر فیلم سازان در اندیشه ی احقاق حقوق زنان و مطرح کردن مشکلات آن ها برآمده اند ، این که غم انگیـــز است !
■ نه ، غم انگیز نیست ، در هر جامعه ای هنرمندان براساس تحلیل شرایط آن جامعه عمل می کنند . این نشانگر رشد و آگاهی زنان جامعه ی امروز ایران است . هنرمند که از جامعه عقب بماند ، بد است . وقتی می بینید آقای داریوش مهرجویی ، پیش از این اتفاقات سراغ نمایشنامه ی " ایپسن " می رود و آن را فیلم می کند ، نشانگر این است که مهرجویی ، پیش از همه ، این جریان را پیش بینی و درک کرده است ، در واقع تماشاگران زن سینما در اثر وجود فیلم هایی درباره ی خودشان به سینما رو کرده اند .
● درباره ی انواع بیماری های روانی از جمله سادیسم و مازوخیسم و دیگر ، در جامعه ی امروز ایران چه می گویید ؟ قهرمان فیلم شما یکی از موارد شاخص آن است .
■ بله ، بیماری های روانی هم در جامعه ی ما وجود دارد . ریشه ی بسیاری از جنایات ، بیماری های روانی است . هیچ آدم سالمی دست به جنایت نمی زند و بیماران روانی در شرایط گوناگون روانی شده اند . اکنون ما در جامعه فرهنگ روانکاوی نداریم . فرهنگ پیشگیری نداریم . هر مشکل کوچک عصبی با عنوان دیوانگی مطرح می شود و مردم از مراجعه به روانپزشکان دوری می گزینند . بیماری عصبی خفیفی که می تواند با مرجعه به روانکاو در همان نخستین مرحله درمان شود ، تبدیل به جنون و دیوانگی کنترل ناشدنی می شود . فرهنگ مراجعه به روانکاو حتی در جامعه ی متوسط رو به بالای ما هم جا نیفتاده است .
● به نظرم ، دلیل کارهای دیوانه وار ناصر ملک در فیلم " قرمز " بیشتر انحصار طلبی و سلطه جویی او باشد نه عشق .
■ ناصر ملک واقعن عاشق هستی مشرقی است ، اما این که او چگونه فکر می کند مهم است . شما درست می گویید . او می خواهد هستی تمام و کمال در هر ثانیه و دقیقه در انحصار و تملک او باشد . این تملک را دوست دارد و نمی خواهد خارج از این احساس عمل کند . او بیمار است ، آدم سالم متعادل زندگی می کند . ناصر ملک دچار بیماری عدم تعادل است اما به شدت عاشق .
● بپردازیم به بازیگران فیلم ، نقش مشکل یک مرد روانی را آقای فروتن درخشان ایفا می کند ، آیا شخصیت وی به نقش نزدیک است ؟
■ به طور کلی فیلم سازانی موفق هستند که بازیگرانی را انتخاب کنند که با نقش نزدیکی کامل داشته باشند . هم خانم تهرانی از وجود خود به نقش می افزاید ، هم آقای فروتن . در فیلم های موفق می بینید که کارگردان توانسته مثلن از هنرپیشه ای که ویژگی های خاصی دارد خوب استفاده کند . فروتن روان شناسی خوانده و دارای مدرک کارشناسی این رشته است ؛ او تنها بازیگری بود که وقتی سناریو را خواند از این نقش خوشش آمد . بازیگران دیگری که پیش از آقای فروتن ، فیلم نامه را خوانده بودند ، فکر می کردند نقش این مرد یک نقش منفی آزاردهنده است و ترسیدند آن را بازی کنند . بازیگر مشهوری گفت من حاضر نیستم زنی را کتک بزنم ؛ فکر می کرد بازی در این نقش او را برای تماشاگران نفرت انگیز می کند ، اما محمدرضا فروتن به خاطر شناختی که از روان شناسی داشت ، برخورد دیگری با نقش داشت . او در کرد که این نقش ، نقشی دوگانه است . امکان دارد در لحظاتی برای تماشاگر آزاردهنده باشد ، اما در نهایت یک شخصیت است و نه صرفن یک تیپ . مردی است که همواره در نوسان است . دوست دارد ، عاشق است ، گریه می کند ، می زند ؛ در همه ی این حالات ما او را می بینیم . عامل دیگری که برای ایفای این نقش به فروتن کمک کرد ، چهره ی اوست و نیز مطالعاتش و در نهایت ، دقت و علاقه اش به کار . هنر پیشه باید به نقش علاقه مند باشد . هم فروتن و هم خانم تهرانی ، چهره های خوبی برای این نقش ها داشتند . حس بسیار خوبی در این دو نفر موجود است . فیلم سازی در واقع گزینش های خوب است . گزینش بازیگر خوب ، مکان خوب ، زاویه ی خوب . بنابراین انتخاب یک بازیگر اشتباه که به نقش نخورد ، کارگردان را دچار مشکل خواهد کرد . در فیلم سازی ، انتخاب در همه ی ابعاد و عوامل باید به طور مناسب صورت گیرد .
● در پایان فیلم ، هستی هم دچار بیماری روانی می شود ، به طوری که شرایط مرگ شوهرش را فراهم می کند و در واقع موجب مرگ او می شود ، آیا برای هستی ، راه نجاتی جز این که شوهرش بمیرد ، وجود ندارد ؟
■ در پایان فیلم ، یک جا به جایی صورت می گیرد . هستی هم در پایان حالت های روانی پیدا می کند . در واقع ، یک جا به جایی را در بیماری روانی که از شوهر به زن منتقل شده می بینیم . دوست داشتم تماشاگر این جا به جایی را درک کند . در انتهای فیلم ، این زن است که در اثر زندگی در شرایط بد به نقطه ی انفجار رسیده است ؛ یعنی ما خودمان می توانیم بیماری روانی ایجاد کنیم . در پایان " قرمز " سادیسم از مرد به زن انتقال یافته است ، همچنان که پدر ناصر ملک هم در روانی شدن او تأثیر داشته . در " قرمز " زندگی سخت توأم با شکنجه از قهرمان زن ما یک بیمار می سازد .
با سلام و شاباش فرخنده میلاد شاه خراسان ، امام رضا به همه ی آزادمردان و روشنفکران جهان .
یک کاغذ دیواری زیبا از خانم هدیه تهرانی در سکانس قهوه جوش فیلم دنیا با اندازه ی ۱۱۹ کیلو بایت

فيلم نيمه ماه (نيوه مانگ) آخرين ساخته بهمن قبادی بعد از حضور پشت سر هم در دو جشنواره استراليايی و لهستانی ، در جشنواره ی آسيا فيلم مدياله ايتاليا به نمايش درخواهد آمد.

به گفته ی روابط عمومی مژ فيلم، اين جشنواره در شهر رم ايتاليا ، از ۲۶ آبان (۱۷ نوامبر) تا تاريخ ۴ آذر (۲۵ نوامبر ) برگزار می شود. بنا بر اين گزارش ، هدف اين جشنواره ايجاد پل تصويری و كلامی بين كشورهای آسيايی و كشور ايتاليا اعلام شده است.

نيوه مانگ در روز دوم آذر(۲۳ نوامبر) در بخش غير مسابقهای اين جشنواره به نمايش در خواهد آمد.
در حال حاضر در جشنواره فيلم بلك نايت (Black Night)، تالين استرليا (۲۴ آبان تا ۱۸ آذر) و جشنواره ی فيلم ال كينو لهستان، (۲۳ آبان تا ۴ آذر) حضور دارد.

برای آگاهی بيشتر:
http://www.asiaticafilmmediale.it/2007/uk/schede/HALF_MOON/index.php
سرچشمه ی خبر : گروه طرفداران هدیه تهرانی ، سایت بهمن قبادی
***********************************************************************
خانم هدیه تهرانی در فیلم نیوه مانگ ، به عنوان بازیگر در نقش هیشو ، خواننده ی کرد بازی کرد .
هم چنین به عنوان مترجم و دستیار کارگردان در کنار بهمن قبادی ، کار کرد ، به گونه ای که خود بهمن قبادی بارها گفته است اگر کمک های بی چشمداشت هدیه تهرانی نبود ، این فیلم ساخته نمی شد و شاید مستندی بیش نبود .
فیلم سینمایی نیوه مانگ ، با وجود دروکردن نه جایزه از جشنواره های فیلم جهانی ، همچنان در توقیف وزارت ارشاد ایران قرار دارد ، به این بهانه که زنی کردی در آن آواز می خواند .