فیلم کوتاه عباس کیارستمی با نام درست " رومئوی من کجاست ؟ " در اینترنت پخش شد .

برای دریافت این فیلم به نشانی زیر بروید :
فیلم کوتاه " رومئوی من کجاست ؟ " - به کارگردانی عباس کیا رستمی ( فرمت : دبلیو ام وی )

برای دریافت نه ثانیه ای از فیلم که هدیه تهرانی در آن اندوه خود را آشکار می کند ، به یکی از نشانی های زیر بروید :
فیلم کوتاه " رومئوی من کجاست ؟ " - گریه ی هدیه جان ( فرمت : دت )

فیلم کوتاه " رومئوی من کجاست ؟ " - گریه ی هدیه جان ( فرمت : آ اس اف )

فیلم " رومئوی من کجاست ؟ " واکنش هفده زن را هنگام دیدن فیلم رومئو و ژولیت نشان می دهد .
این هفده زن ، هفده بازیگر توانای ایرانی هستند که از میان نزدیک به نود بانوی سینمای ایران ، برگزیده شده اند .
بازیگران این فیلم به ترتیب حضور عبارتند از :
. - سحر دولتشاهی ( البته ندیدیمش ، چون که
فقط به کسی نگو که اوضاع خیته
)
۱ - ستاره اسکندری ( خواهر بزرگ لاله اسکندری )
۲ - حمیده خیر آبادی ( مادر ثریا قاسمی و مادربزرگ لعیا زنگنه )
۳ - نمیدونم ، فقط میدونم اسم کوچیک این بازیگر مریم هست
۴ - سحر ولد بیگی ( بازیگر طنز )
۵ - آتنه فقیه نصیری
۶ - هدیه تهرانی ( سوپراستار کنونی ایران )
۷ - مریلا زارعی
۸ - نیکی کریمی ( سوپر استار اوایل دهه ی ۷۰ )
۹ - گلشیفته فراهانی ( گلی دختر )
۱۰ - مهتاب کرامتی ( سفیر یونیسف و یکی از دوستان هدیه تهرانی )
۱۱ - باران کوثری ( دختر رخشان بنی اعتماد ، کارگردان و جهانگیر کوثری ، تهیه کننده و مجری ورزشی )
۱۲ - ترانه علیدوستی
۱۳ - ویشکا آسایش
۱۴ - پگاه آهنگرانی ( مهره های کمرش شکست ، از ارتفاع دو و نیم متری افتاد )
۱۵ - فاطمه معتمد آریا ( سوپراستار اوایل دهه ی ۶۰ )
۱۶ - لاله اسکندری ( خواهر کوچک ستاره اسکندری ؛ فکر نکن که قاطی می کنی ! )
۱۷ - نیکو خردمند
مدت این فیلم کوتاه ، دو دقیقه و پنجاه و سه ثانیه است که خبرنگاری اش می شود سه دقیقه !
سرچشمه ی خبر :
گروه سر و دست شکنان و در گل پلکیدندگان هدیه تهرانی ![]()
***********************************
نخست ، یزدان پاک را می ستایم که به ما توفیق زیارت خانم هدیه تهرانی را در سال ۱۳۸۶ عطا کرد و به آرزوی دیگرمان رسیدیم .
با این که من طرفدار هدیه جان هستم ، اما به نظر من ، زیباترین بازی را در این فیلم کوتاه ، خانم نیکو خردمند انجام داده است .
لینک اصلی فیلم را دوست خوبم پرگل به من داده است که جا دارد از راهنمایی ایشان سپاسگزاری کنم .
دوستی به ما گفت که حمیده خیر آبادی مادربزرگ لعیا زنگنه نیست ، باشه ، بیشتر بررسی خواهم کرد .
با سپاس از عاشق هدیه تهرانی که گفتند ستاره اسکندری از لاله اسکندری بزرگتر است . همیشه این دو تا را قاطی می کنیم .
ستاره اسکندری ( بزرگ تره ) در فیلم شبانه با هدیه تهرانی هم بازی است .
چهار تا عکس با اندازه ی دی وی دی از خانم تهرانی در ادامه ی مطلب گذارده ام .




خانم هدیه تهرانی در فیلم کوتاه رومئوی من کجاست ؟ ساخته ی عباس کیا رستمی
خانم هدیه تهرانی در این فیلم ، هم بازیگر بود و هم برنامه ریز و دستیار کارگردان ( عباس کیا رستمی )
این فیلم گزیده ای از فیلم بلند شیرین به کارگردانی عباس کیا رستمی است
این فیلم در جشنواره ی کن ۲۰۰۷ یکی از سه نماینده ی ایران بود
این هم پنج عکس بسیار زیبا از فیلم نیوه مانگ
به بهانه ی پخش جهانی آن

اینجا کردستان است ، پایگاه موسیقی ایران

زن کرد ایرانی در حال نواختن دف

مامو ( اسماعیل غفاری ) و هشو ( هدیه تهرانی )
در هنگام سفر از کردستان ایران به کردستان عراق
فیلم سینمایی نیوه مانگ

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

هدیه تهرانی
نیوه مانگ
![]()
HALF MOON ( Nivehmong ) - Niwehmong
Director: Bahman Ghobadi
Cast: Ismail Ghaffari, Allah Morad Rashtiani, Farzin Sabooni, Kambiz Arshi, Sadiq Behzadpoor, Ali Ashraf Rezai, Reza Haj Khosravi, Mohamad Nahid, Bahram Zarei Hedieh Tehrani, Golshifteh Farahani, Hassan Poorshirazi.
Iran-South Kurdistan (
Kurdish with English subtitles / 15
***************************************************************************************************
Saddam has fallen and Mamo, a renowned Kurdish musician, begins
a journey to
the minibus that picks up Mamo's sons one by one. Although one son
tells of the dire predictions of his village elders if the journey continues,
Mamo is determined to carry on. Borders are crossed, difficulties are
faced and the journey becomes both an adventure and an exploration
This outstanding new film from Bahman Ghobadi (TURTLES CAN FLY) won the top prize at the San Sebastian Film Festival together with awards for writing and photography
source : http://kurdishcinema.com/Films.html
ب با سپاس فراوان از سرچشمه ی این تم : http://www.mobi.coo.ir
" ما را برای فیلم اصلن به شهرک دفاع مقدس راه ندادند و صراحتن گفتند خانم هدیه تهرانی نباید باشد؟ این خانم در جنگ و جبهه ها چه می کند؟ بنابراین تمام صحنه های مربوط به جبهه را بازسازی کردیم. تمام اسلحه ها در تمامی این صحنه ها چوبی اند مگر یک کلت کمری. همین کلت کمری هم نزدیک بود هدیه تهرانی را به کشتن بدهد. این کلت دو گلوله بیشتر نداشت که یکی از آنها به آسمان شلیک شد و دیگری به طرف هدیه تهرانی. "
*********************************
ادامه ی نوشتار
**************************
با سلام
دوستی مطلبی برایمان فرستاد که مو به مو برایتان می نویسم ، مطلبی است تکان دهنده درباره ی فیلم شبانه و هدیه تهرانی :
نمی دونم این مطلبو خوندی یا نه اما خوشحال میشم اینو توی وبلاگت درج کنی تا همه هدیه رو بهتر بشناسن .
تمامی کارهای فیلم را من و امید بنکدار به اتفاق هدیه تهرانی انجام دادیم. مشکلات مادی زیادی در زندگیمان داریم و فقط به خاطر عشق به سینماست که ادامه داده ایم. ما با بودجه خیلی کم فیلم می سازیم ولی به ظاهر گران و پرهزینه به نظر می رسد.
علی محمدی مشکل ترین صحنه های فیلم را به لحاظ تولید سکانس های جنگی فیلم دانست و گفت:
" ما را برای فیلم اصلن به شهرک دفاع مقدس راه ندادند و صراحتن گفتند خانم هدیه تهرانی نباید باشد؟ این خانم در جنگ و جبهه ها چه می کند؟ بنابراین تمام صحنه های مربوط به جبهه را بازسازی کردیم. تمام اسلحه ها در تمامی این صحنه ها چوبی اند مگر یک کلت کمری. همین کلت کمری هم نزدیک بود هدیه تهرانی را به کشتن بدهد. این کلت دو گلوله بیشتر نداشت که یکی از آنها به آسمان شلیک شد و دیگری به طرف هدیه تهرانی. "
هدیه تهرانی برای گروه سازنده « شبانه » بیشتر از یک فرشته بود. در واقع برای ما و گروه فیلم یک مادر تزار بود. قرار بود که به ما یک دوربین BL4 بدهند که دوربین BL2 دادند که دوربین خیلی سنگینی بود و خیلی در صحنه های پرتحرک ما را اذیت کرد. هدیه تهرانی تا آخر با وجود تمام مشکلات فراوان پای فیلم ایستاد و گروه فیلم همگی مدیون ایشان هستیم
با تشکر از عاشق هدیه تهرانی به خاطر فرستادن این مطلب
*******************************************
کارگردان فيلم " شبانه" :
"هديه تهرانی" کار ما را نجات داد
همه ی ما تلاش كرديم تا كار متفاوتی ارایه دهيم اما از اينكه كار ما مورد قضاوت قرار نگرفت آزرده شديم.
به گزارش خبرنگار هنری ايسنا ، كيوان عليمحمدی يكی از كارگردان های فيلم "شبانه" در نشست پرسش و پاسخ اين فيلم در اعلام مطلب بالا گفت :
" به هر حال شبانه ساخته شد ، اما هديه تهرانی فرشته ی نجات ما بود كه باعث شد كار ما به نتيجه برسد و اگر او نبود همه زحمات بر باد رفته بود . "
اميد بنكدار هم در پاسخ به سوالی كه خواهان روايت داستان شده بود اظهارداشت: فيلم راجعبه دختری بنام شبنم است كه وارد مهمانی میشود و ندانسته قرصی را مصرف میكند كه دچار توهماتی میشود و در نهايت ضمن اينكه دو دوستش را از دست میدهد روح برادرش باعث نجات جانش میشود.
وی افزود: موضوع آن قدر نامشخص نبود و اگر قرار باشد داستان را تعريف كنيم خيلی نااميدكننده است.
مرتضی پورصمدی مدير فيلمبرداری اين فيلم نيز با بيان اينكه بيش از 10 سال است كه اين دو كارگردان را میشناسم تصريح كرد: روزي كه دعوت به كارشدم به من گفتند اين قدر پلان داريم و تعريفهاي پلان و استوریبردها را نشانم دادند.اين حرفهایترين رفتاری بود كه در طول كارهايم ديده بودم و همه چيز حرفهای پيش رفت.
پورصمدی اظهار داشت: خوشبختانه نسل سينماگر جديدي درحال رشد است كه هيچ جريانی نخواهد توانست مانع آنها شود و جلويشان را بگيرد بنابراين نبايد نگران قضاوتها بود وهمين كه مردم فيلم را تحسين ميكنند كافی است.
كوروش تهامی بازيگر اين فيلم هم شبانه را خيلی متفاوت از فيلمهای ساخته شده در سينما خواند و گفت: دو وجهی بودن نقشام در فيلم برايم اهميت داشت كه تا آخر فيلم تماشاگر نفهمد آن كاركتر مثبت است يا منفی.
كمند اميرسليمانی ديگر بازيگر فيلم نيز با بيان اينكه بعد از مدتها با گروهي حرفهای كار كردم اظهار داشت: در اين كار ديدم وقتي همه عوامل خوب باشند آدم هم خوب به نظر ميرسد و مهمترين عامل ديده شدن من هم همين بود.
حميدرضا پگاه و ستاره اسكندری به همراه سودابه خسروی و آيدين ظريف ديگر عوامل اين فيلم بودند كه درباره كارشان صحبت كردند.
منبع خبر : خبرگزاری حکومتی ایسنا
*************************************************************
* این خبر فقط گوشه ای از نشست خبرنگاری فجر ۲۴ درباره ی شبانه بود ، بخش های سانسور شده ی این خبر که در ابتدای این مطلب آمده بود ، گوشه ای از مطالبی است که قوانین حکومتی کشور ستاره کش و دموکراسی نمای ایران !!!! ؟؟؟
نمی گذارند پخش شود .
بازار سياه رفتم برای خريدن عشق
ولي در ابتدای ورودم روي کاغذی خواندم :
در غرفه ی هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند
به قيمت نابودی پاک بازان

مادر، در بيمارستان بستری است و دختر نگران حال او است... مثل خيلی از دختران ايرانی كه هميشه غمخوار مادر هستند ... عجله دارد ، خيلی زياد... به سوی بيمارستان ميرود، عقربههای ساعت، نه شب را نشان ميدهد ، اتومبيلش را پارك ميكند ... از پله هاي بيمارستان بالا ميرود ، با عجله خود را به بالين مادر میرساند... مادر كه دخترش را میبيند برق شادی در چشمانش میدرخشد. تمامی مادران ايرانی همينطور هستند، عاشق فرزند... مادر او هم همينطور است... او ديوانهوار به دخترش عشق میورزد و دختر هم به همين شكل مادر را دوست دارد... ساعتی پيش مادر
![]() |
میماند. حالا ديگر بايد به خانه برود... از مادرش خداحافظی ميكند، روی مادر را میبوسد، خود را به بيرون بيمارستان میرساند، اما متوجه موضوعی می شود، متوجه اتفاقی كه ممكن است براي هر يك از افراد اين شهر بزرگ - تهران - بيفتد... با نيروی انتظامی تماس میگيرد و آنها را در جريان میگذارد... ماموران كلانتری به سرعت خودشان را به محل حادثه میرسانند و او می گويد: «اتومبيل را پارك كردم، به ملاقات مادرم رفتم، در زمان بازگشت متوجه شدم كه لپتاپ و دوربين ديجيتالم كه محتوای اطلاعات كاری و شخصیام بود را به سرقت بردهاند، عجيب اين است كه به ديگر اشيای قيمتی و پول كه در اتومبيل بوده، كاری نداشتند... ... آنچه كه خوانديد، اتفاقي بود كه چندی پيش در شهر تهران براي هديه سينمای ايران، « هديه تهرانی » افتاد... فرداي آن روز خبرگزاری ايسنا، اين خبر را روي تلكس خبرگزارياش ميآورد، هديه تهرانی در تماس با ايسنا گفت: « اتومبيلم را در پاركينگ بيمارستان پارك كردم تا به ملاقات مادرم بروم، اما پس از بازگشت، ديدم كه وسايل شخصي در اتومبيلم به سرقت رفته است. » ظواهر امر نشان میدهد كه حريم خصوصی يك بازيگر ديگر مورد تعرض قرار گرفته است... لپتاپ و دوربين شخصی او كه ممكن است حاوی فايلهای خصوصی در زمينه كاری و شخصی اين بازيگر توانای سينمای ايران باشد، بدين شكل به سرقت رفته... او به پليس توضيح داده است كه سارق يا سارقان هيچ اشيای قيمتی ديگری را به سرقت نبردهاند... آيا اين اتفاق ميتواند معنايی جز اين داشته باشد كه عدهاي مراقب او بودند و چنين كاری را در فرصت بهدست آمده، انجام دادند... يا همهچيز تصادفی بوده و سارق يا سارقان نمیدانستند كه اين اتومبيل از آن هديه تهراني بوده است... اگر سارق يا سارقان نمیدانستند كه اتومبيل مورد نظر از آن تهراني است و لوازم شخصی او را دزديدند، بايد آنها را در بازار به فروش برسانند، البته به احتمال زياد آنها پس از درج اين خبر در نشريات، متوجه شدند كه لپتاپ و دوربين ديجيتال از آن اين بانوی سينمای كشور است و ممكن است آنها را ديگر در بازار نفروشند و اگر هم فروختند، خريدار با ديدن فايلهاي آن متوجه شود كه اين اجناس از آن هديه تهرانی است، اما بايد اشاره داشت كه در هر دو صورت، سارق يا سارقان و خريدار جنس دزدي به فايلهای خصوصی لپتاپ و دوربين دسترسی خواهند داشت كه اميدواريم اين دو وسيله از فايلهای خصوصی پاك باشند، چرا كه در غير اين صورت خدای ناكرده ممكن است شاهد پخش فايلهای خصوصی اين هنرمند باشيم... سارق بايد بداند سارق بايد بداند كه سرانجام در چنگال عدالت گرفتار خواهد شد و به سزاي عمل خود خواهد رسيد، اما آيا او ميداند كه چه آيندهاي در انتظار دارد... در اين باره فرماندهي انتظامي استان تهران، سردار « رضا زارعی » ميگويد: متجاوزان به حريم خصوصی افراد بايد بدانند كه مجازات سختی در انتظار آنان است. وی ميگويد: از زمان تصويب قانون مجازات اعدام برای متجاوزان حريم خصوصی افراد، وقوع اين نوع جرايم با كاهش خوبی مواجه شده است... اميدواريم سارقان اين فايلهاي خصوصی به مجازات و حكم عمل خود تا اين لحظه آگاه شده باشند. وی با اعلام اين مطلب ميگويد: به هيچ عنوان نبايد شك كرد، در صورتی كه مجازات اين گونه جرايم بالا برود، بازدارندگی آنها نيز بيشتر ميشود. زارعی میگويد: وقتی فردی به خود چنين جراتی ميدهد كه وارد حريم خصوصی شهروندان شود و با آبرو و حيثيت افراد بازی كند، چهطور ميتوان با چنين شخصی در حد جريمه و ارشاد برخورد كرد؟ وی با اشاره به تصويب قانون تشديد برخورد با متجاوزان به حريم خصوصي افراد ميگويد: اگر اين قانون پس از تصويب نهايی در چرخه اجرايی به درستی اجرا شود، بیشك با كاهش قابل ملاحظهای در حوزه اينگونه جرايم مواجه ميشويم. زارعی امنيت اجتماعی را يكی از مهمترين مولفههاي امنيت ميداند و معتقد است اعمال مقتدرانه قانون در اين حوزه میتواند منجر به پيشگيری قابل ملاحظه جرايم شود. فرمانده نيروي انتظامی استان تهران ميگويد: كسی كه به ناموس مردم دستدرازی و سپس اقدام به فيلمبرداري از عمل پليد خود كرده و با تكثير اين فيلم درآمد هنگفتي به دستآورده، اين شخص جانی است، از اينرو بايد اين جانيان به اشد مجازات محكوم شوند... زارعی میگويد: بحث برخورد با مجرمان منافاتی با مباحث تربيتی ندارد و وجود جرايم مختلف در حوزههای اجتماعی، نتيجه كمكاری در زمينه آموزش و فرهنگسازی است... اولين و آخرين نيست در ساليان اخير، بارها ديده شده است كه پخش فيلمها از مهمانیهای خصوصی افراد كه البته در بين آنها بازيگران و ورزشكاران هم بودهاند به شدت با آبروي آنان بازی كرده است... در سالهای گذشته ديديم كه تصاوير چند دانشجوی دختر در كنار هم در اينترنت پخش شد و آنها را دچار مشكل كرد. حتی تعدادی از آنان اقدام به خودكشی كردند... يا پدری كه پس از ديدن سيدي فيلم دختر خود در يك مهمانی، با او به بدترين شكل ممكن برخورد كرد تا جايي كه دختر روانه بيمارستان شد... و باز هم شاهد بوديم كه چگونه تصاويری از زندگی شخصی هنرمندان و ورزشكاران از جمله فوتباليستها، در اينترنت قرارگرفت... به واقع چرا اين قشر از افراد بايد حواسشان به حريم شخصیشان نباشد تا اين گونه دچار مشكل نشوند. دكتر « ايمانی » استاد دانشگاه در اين باره ميگويد: به هر حال يك چهره معروف ورزشی يا سينمايی نمیتواند بهطور دایم مراقب اطرافش باشد، چرا كه در كوچه و خيابان، صدها گوشی دوربيندار هر لحظه ممكن است، حركات عادی و روزمره آنان را شكار كند... در چنين مواقعی بهترين روش اين است كه قانون به سختي با مجرمان برخورد كند تا درس عبرتی براي ديگران شود... ضمن اينكه اين قشر از افراد جامعهمان، بايد حواسشان بيشتر جمع باشد... بهطور مثال اگر هديه تهرانی، لپتاپ و دوربين ديجيتال خود را همراه خودش میبرد، شاهد چنين اتفاقی نبوديم و او هم دچار استرس نمیشد و امنيت رواني خودش را حفظ میكرد گرچه نمیدانيم كه آيا در لپتاپ و دوربين او فايلهاي خصوصی بود يا نه؟ اما اگر وی مراقبت بيشتری ميكرد، اين وسايل را روي صندلي اتومبيل خود نميگذاشت... اميدواريم كه اين قبيل اشخاص بيشتر حواس خود را جمع كنند. آنچه كه مشخص است، اينكه اين اولين و آخرين تجاوز به حريم خصوصی افراد نيست. اميدواريم سارقان، اجناس اين بانوی سينمای ايران را به او برگردانند و به درخواست پليس هم توجه داشته باشند كه آنها سخت به دنبال پيگيري اين پرونده هستند... همچنين قانون، سختترين مجازاتها را براي مجرمان در نظر خواهد گرفت. سرنخهای پليس درباره سرقت وسايل شخصی هديه تهرانی نظر سرهنگ « داود سلطانی » معاون مبارزه با سرقت اداره آگاهي تهران بزرگ را جويا شديم... او در اين باره به همكار ما گفت: اتومبيل هديه تهرانی، آنطور كه در نشريات و خبرگزاریها نوشته شده در پاركينگ بيمارستان نبوده، بلكه در يكي از كوچههاي فرعي خيابان بلوار كشاورز پارك شده بود؛ يك پژو 206 نقرهای رنگ... وی در مورد مجازات سارق میگويد: در صورت دستگيری سارق، حكمنهايی با قاضی است، اما در ابتدا بايد ببينيم اين سارق كيست؟ سابقهدار است، بار اولش است، با تعقيب اتومبيل هديه تهرانی اين كار را انجام داده يا نه؟ اما در هر صورت پخش محتويات دوربين و لپتاپ، مجازات سنگيني براي او خواهد داشت. سلطانی عقيده دارد: اگر هديه تهرانی به هشدارهای پليس كه بهطور دایم از تلويزيون در حال پخش است، توجه میكرد، وسايل شخصی خود را آن ساعت شب در يك كوچه فرعی داخل اتومبيل جا نمیگذاشت و به طور حتم حالا شاهد چنين اتفاقي نبوديم... از سلطانی پرسيديم آيا 206 تهرانی دچار شكستگي شيشه شده كه در پاسخ گفت: آنطور كه در پرونده پيداست، سارق يا سارقان قفل اتومبيل را شكستند... وي ميگويد: اگر اتومبيل در معرض ديد بود و در يك كوچه تاريك و دنج نبود، به احتمال زياد سارق را وسوسه نميكرد. به هر حال كاری است كه شده و حال بايد سارق را دستگير كنيم... وی در مورد پردازش اين موضوع در نشريات ميگويد: البته نميتوانم دقيق بگويم كه سارق، نشريات را مطالعه كرده است يا نه، اما اگر يك درصد در نظر بگيريم كه سارق با مطالعه نشريات به اين موضوع پی برده، به طور حتم وسوسه ميشود كه محتويات لپتاپ و دوربين او را چك كند... و با احتياط بيشتری عمل میكند... گرچه بايد اشاره داشته باشم كه ما به سرنخهايی دست يافتيم كه البته نمیتوانم آن را در جرايد بازگو كنم... معاون مبارزه با سرقت اداره آگاهي تهران بزرگ در پايان میگويد: از سارق میخواهم كه هر چه زودتر اموال مسروقه اين بانوی سينما را باز گرداند... چرا كه در غير اين صورت عواقب بدی در انتظار اوست.
منبع خبر :
۱ ) مجله ی خانواده ی سبز ، شماره ۱۸۱ ، چاپ تیرداد ۱۳۸۶
*******************************************
فقط می خواستم واسه آگاهی سردار سلطانی که گفت اگر هدیه به آگهی های بازرگانی و هشدارهای تلویزیونی توجه می کرد ............................
آقا جون ، اخوی ، حاجی یا هر لقبی که داری
هدیه که وقت سر خاروندن نداره ، تلویزیون هم نگاه نمی کنه
تازه گیریم که نگاه کنه ، کانالای ایران را چرا نگاه کنه ؟
این سردارها هم دلشون خوشه ! ها .
****************************
دانلود مجله ی خانواده ی سبز ، شماره ی ۱۸۱ ، تیر ۱۳۸۶ خورشیدی :
حساب کن
مادرت رو که تازه عمل جراحی قلب داشته ، ماچ کردی
همراه همسرت میری دم در ماشینت
ویگ ویگ
آژیر رو میزنی
چیلیک
قفل در و فرمون بسته میشه
ا
انگاری باید باز بشه
خو ، این چرا بسته شد یهویی
دلت می لرزه
فکرش رو هم نمی کردی که دقیقن همین الان که یکی باید بهت قوت قلب بده ، اینجوری بشه
مثل یک کنکوری که دم کنکور یه اتفاق بد براش بیفته و همه ی درس خوندناش بشه پشم و پنبه
ای خدا
لپ تاپ کو ؟ دوربین کوچیکم کو ؟
یاد قسمتی از فیلم سلطان می افتم که آقاجون گفت : " بده ببینم کاغذ رو " و مریم کوهساری در حالی که دنبال سند و کاغذ و قواله های زمین در کیف خود می گشت ، می گفت : " پدرم روز به روز داره فراموشیش بیشتر میشه ؛ آقای محسنی گفتن ؛ این کاغذا باید تصدیق و امضا بشه ؛ بله ، گفتن شما به پدر و مادرم خیلی کمک کردین ؛ من هیچ وقت از شما ...............؛
د ، آقا جون ! نیست ................." و در حالی که بار و بندیل خود را روی میز اتاق ولو می کرد ، با ناراحتی می گفت : " مدارک دانشگاهیم ، کیف کوچیکه پولام ، نمره هام ، همه تو پاکت زرد رنگه بود ! "
و جهان گیر خان فریاد می زد : " کجا گذاشتیشون ؟ المثنی گرفتن اون میدونی چقدر کار داره ؟!! "
و خانم باهری پرسید : " به کی دادی برات نگهداره ؟ "
اما بابا آخه چه ربطی داره ؟
اونجا پول و سند دزدیند که میشه خرید ، اینجا آبرو که نمیشه خرید .
اونجا دزدش ، سلطان بود که عاشق مریم خانوم میشه ، اینجا دزدمون معلوم نیست اصلن عاشق میشه ؟
اونجا نشون مردونگی سلطان ، سبیلش بود ؛ اینجا نشون مردی رو تیغ میکنن تا خوشگل بشن .
راستی چند تا آدم با سبیل توی دنیا مونده که یه خالش رو بگذارند توی دستمال و بفرستند برای هم .
بابا جون ، سبیل ها رو باد برد !
![]()
ای دزد ! نمیدونم به چی یا کی اعتقاد داری ؟ تو را به دودمانت ، تو را به جان مادرت ، تو را به همون خدایی که بهـت نفس بخشیده ، سوگــندت می دهم که از کورسوی وجدانت بپرسی : " به کدامین گناه باید بکشم ؟ "
پا رو قلبمان نذار
اگر بوی گلی را دوست نداری ، دست کم پرپرش نکن ؛ شاید آن گل ، نوازش گر مشام مستی باشد .