کلمه: مهندس
میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل
انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای
رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته
است.

به
گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن
ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست
دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته
است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و
عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به
خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می
خوانید:
در
آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و
بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟
در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال
پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و
جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز
پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود.
آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب
اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.
بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی
گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و
بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد
ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از
آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به
ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی
به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار
مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه
مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که
حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران
نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این
نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو
گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد
و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها
از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه
حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از
روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی
جمهوری اسلامی همراه شدند.
می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟
رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی
در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده
بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی
ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و
نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی
از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها
تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه
مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله
کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز
تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در
انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این
ریشه ها در قالب های فرهنگی،اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه
دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات
بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و
کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و
عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.
عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟
در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم
قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد
و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی
الان چنین اعتقادی ندارم. امروز
هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد
و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم
میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و
فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می
دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و
کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را
خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از
نظام شاهنشاهی است. مردم
دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض
سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از
رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی
اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا
امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه
قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی
اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد
ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن
است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون
شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و
آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت
و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که
انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از
جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک
کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست
رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده
را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان
بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه
قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که
دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی
ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده
های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط
نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد
خوش بین شده بودیم.
بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون
بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی
استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به
همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت
دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا
جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به
عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید
بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.
انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی
عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از
انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به
عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه
جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و
باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در
فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی
انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس
و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای
بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه
قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف
گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.
گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از
قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،
آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش
در راهروهای دادسراها می نشاند، خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده
است.
امروز
زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و
دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها
هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی.
در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها
مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های
شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه
مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس
عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها
نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و
دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و
امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به
همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان
را حفظ خواهد کرد.
آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟
نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم
مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می
توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی
ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در
مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت
نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در
موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه
های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه
برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت
ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه
ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان
گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می
گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای
امنیتی می توانید بشنوید.
همچنین در حالی که در مجلس به دلیل
جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید
مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط
قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و
تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون
اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که
اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به
نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه
قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می
توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است،
استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند
یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با
الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟
از
مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است
عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی
و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز
تشخیص داد….
مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از
دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می
دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت
را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان
نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب
کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار
تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می
کنند.
درست در همین نقطه است که طمع سیطره و
مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن
سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته
های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که
امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای
آزادی سیاسی یک ضرورت است.
در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای
انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به
همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد.
به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع
اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری
استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه
دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان
ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است
مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد،
ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در
جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.
امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و
عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد
کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در
منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه
سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و
حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند.
سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.
مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به
افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه
که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش
سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید
بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از
آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید
به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار
اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه
اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.
عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟
انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان
آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های
گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم
توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب
نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک
تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از
قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید
گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های
اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر
هستید یک خواست خوب و اساسی است.
ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان
کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است.
دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل،
ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل
زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی
خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این
آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از
قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در
اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوءظن جدی روبرو است.
مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها
بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه
خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی
را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه
بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار
مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.
شعارهایی
امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی
عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲
بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می
دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به
دیروز انقلاب متصل اند.
هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر
که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت
پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که
مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن،
همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد
بهره برداری قرار گیرند. به
نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده
،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش
و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری
اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.
آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟
بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی
منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به
نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت
کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب
مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض
و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی
داشته باشد.
به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون
اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،اجرا
نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض
قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون
اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که
علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای
از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری
بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت
حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن
حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید.
به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی
کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که
رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود
قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.
در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی
داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا
بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که
رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.
به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید
راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم
است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در
اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را
نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل
حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که
درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم
شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است.
به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و
ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود
را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده
و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و
هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای
نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است.
این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها
و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه
ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و
باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز
در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای
احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت.
این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و
دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی
انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه
جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی
های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از
خود جدا نمی داند.
آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟
در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و
راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای
سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل
گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در
این فضا مطرح می کنم.
گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟
مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی
منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره
کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.
سه شنبه, ۱۳م بهمن, ۱۳۸۸
**********************
کلمه: پنجمین دوره جشنواره جهانی «حفظ میراث سینما»
که به یادبود پدر سینما تک فرانسه «هانری لانگ لوا» نامگذاری شده است، در
شهر ونسن فرانسه با حضور بزرگان سینمای جهان روز گذشته اول فوریه به کار
خود پایان داد.
به گزارش کلمه،بزرگانی از عالم سینما هم چون کلودیا کاردیناله و ماریزا
برونسون و کارگردانان شناخته شده ای چون جان پییر موکه، کلود پینوتو و
ولادیمیر کوسما آهنگساز برجسته در این جشنواره معتبر حضور داشتند. رخشان
بنی اعتماد کارگردان نامدار و برجسته سینمای ایران برای مجموعه آثار
سینمایی اش توانست جایزه معتبر «هانری لانگ لوا» را از آن خود کند. او
هنگام دریافت جایزه خود از رئیس جشنواره ونسن اعلام کرد: «من این جایزه را
تقدیم می کنم به تمام مادران عزادار وطنم».
طی پنج سال گذشته این دومین بار است که چنین جایزه ای به یک کارگردان سینما تعلق می گیرد.
**********************
کلمه:حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی که هنگام
حضور محمود احمدی نژاد رییس دولت در حرم مطهر امام راحل حاضر بود بطور
ناگهانی حرم امام راحل را ترک کرد . وی همچنین در مراسم رسمی گرامیداشت
سالروز ورود امام به کشور که امسال برخلاف سالهای گذشته در بهشت زهرا
برگزار شد ، حاضر نشد.
سایت جماران گزارش داده محمود احمدینژاد و برخی اعضای هیات دولت، صبح
روز دوشنبه ۱۲ بهمنماه همزمان با فرا رسیدن سیو یکمین سالگرد پیروزی
انقلاب اسلامی، با حضور در مرقد مطهر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی با
آرمانهای حضرت امام خمینی(س) تجدید میثاق کردند.در این مراسم که با حضور
حجتالاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی همراه بود، احمدی نژاد و اعضای هیات
دولت با قرائت فاتحه، به مقام شامخ بنیانگذار جمهوری اسلامی ادای احترام
کردند و در سالگرد بازگشت امام خمینی(س) به ایران در سال ۱۳۵۷، آغاز دهه
فجر و یاد و خاطره آن امام راحل را گرامی داشتند.وی بر سر مزارهای بانوی
بزرگ انقلاب و حضرت آیتالله العظمی طباطبایی بروجردی و آیتالله توسلی
نیز حضور پیدا کرد.

به گزارش خبرنگار کلمه سید حسن خمینی اما در هنگام سخنرانی احمدی نژاد
در حرم و مداحی و…آنجا حضور نداشته و در اتاق خود بوده است . همزمان با
ترک حرم همراهان حجت الاسلام سید حسن خمینی نیز سالن را ترک کردند.

سید حسن خمینی در کنار پدربزرگش
حضور یادگار امام در منزل علیرضا بهشتی در سالروز ورود امام به ایران
به گزارش خبرنگار کلمه همچنین حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی صبح
امروز در سالروز ورود امام خمینی (س) به میهن اسلامی، با حضور در منزل
دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی، دیدار و از حال آنان
تفقد کرد.
این دیدار بلافاصله پس از تجدید میثاق هیئت دولت با آرمانهای امام خمینی صورت گرفت.
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد
کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش
دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام
تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی
را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس
و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم
اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است.این چه سخنرانی
است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را
حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی
کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و
شورش داخلی نیست ؟
کلمه: میرحسین موسوی در
بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد
شدید از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل
های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد.وی در راه حل
های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس
و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای
انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی
مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی
تاکید کرد.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن
سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت
معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد
که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از
اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت.
بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می
اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از
قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم
درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و
نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم.
با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه
های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش
شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه
روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان
رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و
جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و
اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت
آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب
کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه
شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای
لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره
آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این
زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان
می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده
می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها،
تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این
فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم
برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز
سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می
توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه
ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها
و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار
در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل
است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها
، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر
قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه
جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت
یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده
اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود
چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی
موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر
کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و
روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون
پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟
اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی
دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به
رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان
اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد .
سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه
که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی
را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا
گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و
خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم
اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه
سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و
یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک
سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت
به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره
به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند
بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک
این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور
عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله
علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی
ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به
حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک
بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و
مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های
سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در
سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای
بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه
به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم
بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین
با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و
کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل
خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه
بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان
اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن
امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی
از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که
انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر
کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز
شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری
از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از
اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده
است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم
تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر
روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از
کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور
را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که
امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک
فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی
خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و
اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با
شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به
شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی
مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف
دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می
دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی
حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه
ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما
هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال
ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن
یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم
و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی .
تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید
یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور
به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و
اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما
تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس
سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد
تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار
در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش
آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و
عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن
شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن
در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها
که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا
این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها
و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و
طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد
دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و
در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار
آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون
نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و
اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت
در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول
در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد
که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد
توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و
قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد
برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و
منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را
علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و
جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب
می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء
حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت
نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه
حل مخالف هستند .
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه
نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از
آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد
توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و
تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت
صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند
برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و
آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی
شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از
آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای
اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی
. اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به
کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی
را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری
مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز
می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می
تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم
در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات
بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و
تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
میرحسین موسوی
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
با توجه به عمق خطری که از ناحیه شکست احمدینژاد در انتخابات تصور
میشد، قاعدتاً این جریان نمیتوانست نسبت به رقابت انتخاباتی، بیطرف و
منفعل بوده و منتظر نتیجه بماند. به عبارت دیگر، تحقق پیروزی احمدینژاد
یک تکلیف اعتقادی و سیاسی بود که با همه توان باید برای آن سرمایهگذاری
میشد و ریسک برگزاری یک انتخابات معمولی که در آن احتمال پیروزی رقیب
احمدینژاد هم متصور باشد، قابل قبول نبود. بر این اساس، پروژه پیروزی
بدون ریسک احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری در دستور قرار میگیرد.
کلمه- گروه سیاسی: انتخابات دهمین دورة ریاست جمهوری
و رخدادهای پس از آن از چنان اهمیتی برخوردار است که بدون شک حجم عظیمی از
ادبیات تحلیلی در خصوص چرایی، چگونگی و پیامدهای آن را باید انتظار داشت.
عمدهترین مسئله از دید نگارنده این سطور این است که چه عواملی باعث شد تا
یکی از بهترین فرصتها برای تحکیم و تعالی نظام جمهوری اسلامی به چالشی
اساسی برای آن تبدیل شود. روند تحولات شش ماهه آخر قبل از انتخابات به
گونهای پیش رفت که مهمترین فرصت برای ترمیم شکاف اعتقادی – سیاسی بوجود
آمده طی سالهای گذشته که به وجهی عام و کلان میتوان از عنوان شکاف
اصلاحطلبی – اصولگرایی برای آن استفاده کرد، فراهم آمده بود.
از یک سو، در جریان اصلاحطلبی با حُسن استفاده از تجارب چند ساله
گذشته و به ویژه با نقشآفرینی هوشمندانه و متواضعانه جناب آقای خاتمی،
پیرایههای افراطگرایانهای که با جوهره دینباورانه انقلاب اسلامی
سازگاری کامل نداشتند به حاشیه رانده شدند و علیرغم اما و اگرها و
تردیدهای فراوانی که در آغاز وجود داشت، توانستند انتظارات و مطالبات
پردامنه خود را در محدوده موضع چهره شناخته شده و کاملاً وفادار به
آرمانهای انقلاب و امام یعنی میرحسین موسوی که با تابلو اصلاحطلب
اصولگرا به میدان آمده بود، مقید و محدود نمایند. برای آنکه تصویر روشنی
از این مواضع تعدیلیافته اصلاحطلبانی که به حمایت از موسوی پیوستند
داشته باشیم بد نیست پارهای از تردیدهای مطرح شده درخصوص مواضع
اصلاحطلبانه آقای موسوی را یادآور ینماییم.
عدهای تا آنجا پیش رفتند که طرح موسوی را بازی جناح راست برای حذف
خاتمی اصلاحطلب نامیدند، عدهای حمایت خود از موسوی را مشروط به اعلام
برائت موسوی از مواضع اصولگرایانه خود میکردند یا به عبارت دیگر، شفافیت
و صراحت بیشتر از موسوی طلب میکردند. از همین موضوع بود که پارهای افراد
جریانهای اصلاحطلب نیز نهایتاً نتوانستند خود را به حمایت از موسوی
راضی کنند و به زعم خود سراغ اصلاحطلب شجاعتری رفتند تا از مواضع
اصولگرایانه موسوی برحذر باشند.
این موضع موسوی میتوانست طیف عظیمی از نیروهای اصیل، متدین و آرمان
خواه جامعه را که به دلیل توهمات ناشی از تبلیغات جناح ضد اصلاحات، یا با
مشاهده پارهای از مواضع افراطی بخشی خاص از طیف اصلاحطلبان، نسبت به کل
جریان اصلاحطلبی دچار بدبینیهایی شده بودند از سوءظنهای تعمیم یافته
خارج سازد. همینطور بخش مهمی از نیروهای معقول و معتدل جناح اصولگرا که
کارنامه ناموفق دولت نهم را پیش روی داشتند و عملکردهای افراطی و نامعقول
دولت منتسب به اصولگرایی را قابل دفاع نمییافتند در وضعیتی قرار گرفتند
که مجبور نبودند به علت ترس از مواضع اصلاح طلبان افراطی به چهرة افراطی
مدعی اصولگرایی، رضایت دهند.
به این ترتیب، برای هر دو طیف اصلاحطلب و اصولگرا، فرصتی پیش آمده
بود تا با چرخشی معقول به سمت مواضع میانه روانهتر، به یک رقابت سالم
انتخاباتی وارد شوند و داور حقیقی را مردم قرار دهند. در صورتی که روند
حوادث به همین صورت فرضی پیش میرفت نتیجه انتخابات در هر حال تحکیمکننده
نظام جممهوری اسلامی بود. چرا که اگر مردم به موسوی رأی میدادند، جریان
اصولگرایی میتوانست از این بابت خوشحال باشد که رقیب خود یعنی
اصلاحطلبان را وادار به تعدیل مواضع نموده است و در مجموع نظام موفق شده
بود تا با جلب مشارکت وسیع مردم، با اصلاحاتی مقید و وفادار به مبانی خود
استمرار خود را تضمین نماید.
اما اگر در یک انتخابات سالم و رقابتی، رقیب موسوی رأی میآورد و این
رأیآوری با حس شهودی یا با قرائن و شواهد اطمینانبخش برای اقلیت شکست
خورده همراه بود، باز هم نظام جمهوری اسلامی از این بابت که مشارکت وسیع
مردم را جلب نموده و توانسته بود یک دموکراسی بیخدشه را به نمایش بگذارد
پیروز بود و جناح شکست خورده هم هرچند از شکست خود ناراضی بود ولی به
ناچار مجبور بود استراتژی حرکت خود را بر آسیبشناسی مواضع خود که
نتوانسته بود اکثریت آراء را جلب نماید متمرکز نماید و این خواهناخواه به
منزله ضرورت اصلاح و تعدیل بیشتر مواضع اصلاحطلبان بود.
متأسفانه در واقعیت روند رقابتهای انتخاباتی مسیر دیگری را طی نمود و
منجر به نتایجی شد که حوادث و رخدادهای پس از انتخابات نیز از پیامدهای
اجتنابناپذیر آن بود و امروز در وضعیتی قرار داریم که شکافهای اجتماعی
موجود به حادترین وضعیت خود طی سالهای پس از انقلاب تبدیل شده است و
چالشهای مهمی را برای نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است و به این ترتیب،
بهترین فرصت به عمدهترین چالش تبدیل شده است. تبیین چرایی این چرخش موضوع
مهمی است که به شدت به آن نیازمندیم. در عین حال که واقفیم این تبیینها
بیتردید نمیتواند فارغ از تأثیرات مخل تمایلات یا مواضع هر یک از
تحلیلگران نسبت به این دو جریان عمده سیاسی کشور صورت گیرد.
با وقوف به این ضرورت تحلیل و مخاطرات آن است که نگارندگان این سطور که
خود تمایلات سیاسی مشخصی به یک طرف این منازعه دارند، میکوشند تا تبیین
مورد نظر خود را که به زعم خود از حب و بغضهای سیاسی کمبهره است ، ارائه
نمایند و تردید نیست که تبیین نزدیک به واقع صرفاً از طریق تضارب معقول
اینگونه تلاشها به دست میآید و بر همین اساس هم از نقدهای منصفانه و
عالمانه این تبیین استقبال خواهم کرد.
رویکرد نظری حاکم بر تبیین
از میان رویکردهای نظری و تئوریهای مختلفی که در حوزه جامعهشناسی
سیاسی مطرح است این تبیین بیشتر خود را به رویکردی مقید میبیند که برای
رخدادها و جریانهای عمده سیاسی بیشتر به دنبال کشف نحوه تفکر و استنباط
نظری حاکم بر کنشگران عمده رخدادها به عنوان یکی از عوامل اصلی آنها است.
این رویکرد که اصطلاحاً تبیینهای فرهنگی جنبشها و تحولات سیاسی نامیده
میشود و عمدتاً پس از انقلاب اسلامی، به نحوی جدیتر مورد توجه قرار
گرفته است، بر آن است تا با فهم و تفسیر نوع نگرش و باور کنشگران اصلی یک
حرکت اجتماعی، به تحلیل و تبیین چرائی و چگونگی آن بپردازد.
با اتکاء به این رویکرد بر آنیم تا با اکتشاف نوع نگرش و باور طیفی از
دستاندرکاران و کنشگرانی که در فرایند انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری
و حوادث پس از آن نقشآفرین بودهاند به تبیین این رخدادها بپردازد.
اقتضاء روششناختی این رویکرد این است که نوع نگرش رهبران و نقشآفرینان
طرفین این رخدادها و منازعات مورد توجه قرار گیرد ولی محدودیتهای فعلی و
اولویت و تقدمی که برای نگرش یک سوی این منازعه احساس میگردد تبیین فعلی
را به این طیف محدود نموده است..
در رخدادهای پس از انتخابات، وجهه نظر اصلی فرماندهان عالی رتبه نظامی
– انتظامی و رهبران عملیاتی مدافع جریان پیروز انتخابات، در مقابله با موج
اعتراضات و اقدامات طرف مقابل، این بوده است که استراتژی و اقدامات رقیب
را در چارچوب سناریو انقلاب مخملی یا رنگی معرفی نمایند و به این ترتیب
مقصود و مقصد نهایی سردمداران رقیب انتخاباتی آقای احمدینژاد نه تنها
شکست و حذف احمدینژاد، که آن را مقدمه مقابله با رهبری و نهایتاً
براندازی نظام جمهوری اسلامی قلمداد کردهاند.۱
ضمن آنکه در کلیت این نگاه بین عوامل اصلی طیف مقابلهکننده با
اعتراضات پس از انتخابات نوعی اتفاقنظر مشاهده میشود، ولی در انتساب این
موضع به شخص آقایان موسوی، کروبی و خاتمی اختلافنظرهایی دیده میشود و
بعضاً به جای آنکه این آقایان را آگاهانه، رهبر جریان برانداز معرفی کنند،
تلویحاً آنها را بازیخوردهایی میدانند که هرچند ناخواسته در مسیر سناریو
براندازی نظام، با سردمداران پشت صحنه این حرکت همسوئی نشان دادهاند و از
همین موضع هم هست که این طیف، بارها از آقایان موسوی، کروبی خواستهاند تا
صف خود را از براندازان جدا نمایند.۲
اگر وجود این نگاه و رویکرد را مفروض بگیریم با توجه به اعلام صریح
مقامات بلندپایهای چون فرمانده کل سپاه پاسداران که معتقد است اطلاعات
دقیقی وجود دارد که اصلاحطلبان از بهمنماه سال گذشته طرح کردهاند که
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صرفاً راهی برای شکست دادن احمدینژاد
نیست بلکه شکست احمدینژاد وسیلهای برای مقابله با رهبری و مقابله با
رهبری هم اساس نظام یعنی ولایت فقیه را نشانه گرفته بود قاعدتاً میتوان
انتظار داشت نهادی چون سپاه در مقابله با این خطر بزرگ که کیان نظام را
نشانه رفته بود با همه توان به میدان آید.
بدیهی است در این موضع سپاه منفک و منفصل از دیگر دستگاههای حاکمیتی
نخواهد بود و تا آنجا که پیوندهای فکری و نیز مناسبات قدرت اجازه میدهد،
نوعی حرکت منسجم و هماهنگ از سوی همه نهادهای حاکمیتی که سپاه پاسداران هم
یکی از ارکان مهم است، صورت میگیرد و بر این اساس میتوان مشارکت سپاه،
وزارت کشور و ستاد انتخابات، شورای نگهبان و هیأت نظارت و وزارت اطلاعات
را در این موضع، بدیهی دانست. این رویکرد و موضع، طبیعتاً اقدامات خاص و
مناسب خود را نیز میطلبد که به شرح زیر میتوان استنباط کرد.
الف. با توجه به عمق خطری که از ناحیه شکست احمدینژاد در انتخابات
تصور میشد، قاعدتاً این جریان نمیتوانست نسبت به رقابت انتخاباتی،
بیطرف و منفعل بوده و منتظر نتیجه بماند. به عبارت دیگر، تحقق پیروزی
احمدینژاد یک تکلیف اعتقادی و سیاسی بود که با همه توان باید برای آن
سرمایهگذاری میشد و ریسک برگزاری یک انتخابات معمولی که در آن احتمال
پیروزی رقیب احمدینژاد هم متصور باشد، قابل قبول نبود. بر این اساس،
پروژه پیروزی بدون ریسک احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری در دستور
قرار میگیرد.
ب: با توجه به اینکه اصلاحطلبان یا جریان انقلاب مخملی، در کلیت آن،
به عنوان «رقیب احمدینژاد» تعریف میشدند، خصوصیات و ویژگیهای شخصی و
گروهی فرد کاندیدای رقیب احمدینژاد دیگر نمیتوانست موضوعیت داشته باشد.
چون براساس تلقی این جریان آن فرد هر کس بود، دانسته یا ندانسته و خواسته
یا ناخواسته مجری پروژه انقلاب مخملی قلمداد میشد و با هر موضعی که به
میدان آمد، مقصد نهایی وی تفاوت نمیکرد و لاجرم مقابله با او
اجتنابناپذیر مینمود.
با این نگرش، مهم نیست کاندیدای محوری اصلاحطلبان خاتمی، کروبی یا حتی
موسوی باشد چون به زعم آنان، هدایت اصلی جریان مقابلهکننده با
احمدینژاد جریانی است که از این افراد به عنوان ابزار استفاده میکند و
مواضع و خصوصیات انفرادی آنها چندان تعیینکننده نخواهد بود. به راحتی
میتوان گمانهزنی نمود که اگر جایگزین شدن موسوی به عنوان یک اصلاحطلب
اصولگرا به جای خاتمی تفاوت معنیداری را در صفبندیها موجب نشده است،
اگر به جای موسوی، به هر دلیل اصلاحطلبان پشت سر کاندیدائی چون محسن
رضایی یا قالیباف هم قرار میگرفتند به زعم آن جریان، این افراد هم مجری
اهداف انقلاب مخملی قلمداد میشدند و با آنان همانگونه برخورد میشد که با
موسوی شد. مگر آنکه آنان پروژه پیروزی احمدینژاد را بیکم و کاست
میپذیرفتند و دسته گل هم تقدیم میکردند.
ج- اما پروژه انقلاب مخملی صرفاً از طریق پیروزی کاندیدای مورد نظر
محقق نمیشد که تعریف پروژه پیروزی احمدینژاد برای مقابله با آن کافی
باشد. انقلاب مخملی برای فرض شکست کاندیدای مطلوب خود هم برنامه دارد و در
این صورت نیز با هدایت اعتراضات و اغتشاشهای خیابانی هواداران کاندیدای
شکست خورده، مطلوب خود را دنبال میکند. به این ترتیب، پروژه پیروزی
احمدینژاد، بخش مکملی هم دارد که عبارت است از مقابله با شکلگیری
اعتراضات و اغتشاشهای جریان شکستخورده در انتخابات که این امر هم موکول
به تدارک اقدامات امنیتی و انتظامی با تأکید بر وجود ارادهای قاطع و مصمم
برای سرکوب تمام عیار اعتراضات است.
در ادبیات تحلیلی مربوط به انقلابهای رنگی یا مخملی، یکی از ابزارهای
اصلی موفقیت آنها، فقدان اراده سرکوب یا ضعف و ناکارآمدی سازمانی و
تجهیزاتی نیروهای سرکوب نظام حاکم برآورد شده است و به این ترتیب، تدارک
سرکوب و مقابله با اعتراضات به عنوان وجه تکمیلی مواجهه با خطر انقلاب
مخملی قلمداد میشود. طبیعی است که اعمال اراده سرکوب نیز منحصر به
سرکوبهای انفعالی پس از شکلگیری حرکتهای اعتراضی نیست و تلاش در جهت
نفوذ در شبکههای سازمانی جناح رقیب و دستگیری سران و سرنخهای تشکیلاتی و
امحاء شبکهها و به طور کلی تقدم پیشگیری از وقوع حرکتهای اعتراضی به جای
سرکوب پسینی آنها موضوعیت دارد.
طبیعی است که بالا بردن هزینه اقدام اعتراضی برای کنشگران اصلی و
هواداران میدانی آنها و نیز پذیرش هزینههای سیاسی و اجتماعی آن برای
عوامل و نهادهای سرکوبگر جزئی اجتنابناپذیر از این طرح به حساب میآید.
لذا اقدامات رسانهای و تبلیغی برای ارعاب هرچه بیشتر مخالفین و نیز توجیه
اعتقادی و روانی عوامل دستاندرکار سرکوب نیز موضوعیت اساسی دارد.
به این ترتیب، ایجاد محدودیتهای رسانهای، سانسور، تحریف و اختلال در
فعالیتهای خبری و رسانهای جریان معترض نیز جزئی از پروژه مقابله با
تهدید انقلاب مخملی است. بدیهی است همراه با این مؤلفهها یک امر نظری
دیگر هم مورد نیاز است و آن برآورد مثبت از نتیجه اقدامات و اطمینان نسبی
از موفقیت پروژه است که این امر هم ایجاب میکند تا استفاده حداکثری از
همه امکانات و منابع در دستور کار قرار گیرد و عناصر مردد، مشکوک و متزلزل
از هسته مرکزی تصمیمگیری و اقدام حذف گردند.
با عنایت به ملاحظات فوق و باوری که طیفی از اصولگرایان مدافع
احمدینژاد داشتند، میتوان رخدادها و اقدامات صورت گرفته از سوی این
جریان در فرایند انتخابات دهمین دوره یاست جمهوری و حوادث پس از آن را،
بهتر ادارک و تحلیل کرد.
۱- این جریان نمیتوانست به خصوصیات و مواضع کاندیدای اصلاحطلبان و
تحولاتی که در این زمینه به وجود آمده بود اعتنایی داشته باشد. از نظر
اینان مهندس موسوی با آن همه سوابق روشنی که در دفاع از ارزشهای اسلامی و
انقلابی داشت و با وجود تفاوت غیرقابل انکار مواضع وی با طیفهای دیگر
اصلاحطلبان به ویژه در حوزه سیاست خارجی و مواضع اقتصادی، همچنان به
عنوان نماد جریان اصلاحطلبی متهم به سکولاریسم و در تقابل همهجانبه با
اصولگرایی قلمداد شد و تقریباً هیچ اعتنایی به مفاد مواضع و سخنان
اصولگرایانه وی در جریان فعالیتهای انتخاباتی به عمل نیامد و نوعی تغافل
خبری و رسانهای در مقابل اینگونه موضعگیریهای وی در دستور کار قرار
گرفت. نه تنها مواضع اصولگرایانه وی از سوی این طیف شنیده نمیشد و
انعکاس نمییافت بلکه نوعی تلاش همه جانبه برای بزرگنمایی وحتی تحریف
مواضع به گونهای که او را کاملاً همسو و هم موضع با اصلاحطلبان تندرو
نشان دهند، مشاهده میگردید. اگر در سخنان و مواضع شخصی موسوی اینگونه
مطالب کمتر یافت میشد آنها کوشش میکردند مواضعی را که از سوی دیگر
اصلاحطلبان و در حمایت از موسوی مطرح میشد، کالبدشکافی کنند و از این
راه مطلوب خود را بجویند. استفاده از شکار تصویری حضور بعضی از زنان و
دخترانی که ممکن بود سر و وضع ظاهرشان، تقید مذهبی تمام عیاری را نشان
ندهد، و پخش مکرر آن از رسانهها نیز در همین راستا صورت میگرفت.
۲- احساس خطر از اصلاحطلبان و انقلاب مخملی آنها آنچنان عظیم بود که
حمایت تمام عیار و بدون پروا از احمدینژاد با بیاعتنایی همهجانبه به
توصیههای حضرت امام در منع ورود سپاه و بسیج و دیگر نیروهای مسلح به
رقابتهای جناحهای سیاسی همراه شد و به نحوی نسبتاً آشکار حتی حمایت
لجستیکی از وی برای پر کردن فضای جمعیتی سخنرانیهای انتخاباتی در مراکز
استانها و شهرهای عمده توسط این ارگانها صورت گرفت. حجم بالای اینگونه
اقدامات و توجیهات اعتقادی و سیاسی به عمل آمده برای عوامل درجه اول،
ظاهراً امکان و ضرورتی برای پردهپوشی باقی نگذاشته بود و گمان نمیرود
امروز کسی وجود اینگونه اقدامات را انکار کند.
برشماری تمام اقدامات همه جانبه این جریان برای تحقق پیروزی
احمدینژاد، مورد نظر این مقاله نیست. اما همچنانکه گفته شد مقابله با
انقلاب مخملی، صرفاً با تحقق پروژه پیروزی احمدینژاد تمام نمیشد بلکه
مقابله با وجه دیگر انقلاب مخملی یعنی پیشگیری از شکلگیری اعتراضات
اجتماعی و سرکوب آن نیز باید صورت میگرفت در این خصوص نیز اقدامات انجام
شده به شرح زیر قابل اشاره است:
۱- فلج کردن مرکز فرماندهی و سازماندهی عملیاتی شکل دهنده اعتراضات
اجتماعی اولین اقدامی بود که برای مقابله با آن ضروری مینمود. به زعم
اینان، اعتراضات اجتماعی پس از انتخابات، امر خودجوش و مردمی نمیتوانست
باشد و حتماً باید از مرکزی خاص هدایت و برنامهریزی شده باشد. بر این
اساس، یکی از ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان که گمان میرفت نقش مرکزیت
برای اینگونه اقدامات را داشته باشد یعنی ستاد قیطریه از همان ساعات اولیه
پس از انتخابات مورد هجوم غافلگیرانه قرار گرفت و افراد مؤثر آن ستاد
بازداشت و نیز تمامی اسناد و مدارک و فایلهای اطلاعاتی و دستگاههای
رایانه و دیگر وسایل ارتباطی موجود در آن ضبط و برای استخراج اطلاعات
مربوط به سازمان توطئه، مورد بازخوانی قرار گرفت. علاوه بر آن از همان
ساعات اولیه ساختمان مرکزی ستاد میر حسین موسوی و نیز ساختمان ستاد استان
تهران، مورد هجوم قرار گرفت و اسناد و مدارک آن ضبط گردید. با فاصله اندکی
دفتر مرکزی حزب مشارکت نیز به عنوان مرکز دیگری برای این توطئه قلمداد شد
و مدارک موجود در آن ضبط و ساختمان پلمپ شد.
همزمان با این اقدامات و قبل از شکلگیری اولین راهپیمایی معترضین که
روز ۲۵ خرداد صورت گرفت بسیاری از سران جبهه اصلاحات که گمان میرفت نقش
محوری در سازماندهی اعتراضات داشته باشند، دستگیر شدند. دستگیری افرادی
چون محسن امینزاده، بهزاد نبوی، مصطفی تاجزاده، داود سلیمانی، جواد
امام، عبدالله رمضانزاده و نیز دستگیری بعدی محسن میردامادی در همین
راستا ارزیابی میشود. به گفته بهزاد نبوی، حکم دستگیری بعضی از این افراد
روز ۱۹ خرداد یعنی سه روز قبل از برگزای انتخابات توسط بعضی مقامات قضایی
صادر شده بود.
۲- عدم اجازه برگزاری اجتماعات و راهپیمایی به معترضین علاوه بر حملات
اولیهای که به تجمعات پراکنده مقابل ستاد مرکزی و حوالی میدان دکتر فاطمی
از همان ساعات اولیه روز ۲۳ خرداد صورت گرفت، از سوی ستاد میر حسین موسوی
از وزارت کشور مجوز راهپیمایی برای روز دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ درخواست گردید ولی
از آن تاریخ تاکنون هیچگاه به هیچ یک از گروهها و تشکلهای قانونی برای
تشکیل اجتماعات و راهپیمایی قانونی جهت بیان اعتراضات خود نسبت به
انتخابات دوره دهم مجوزی صادر نشده است و همواره از سوی نیروی انتظامی و
دیگر نهادهای امنیتی و سیاسی نسبت به شرکت در هرگونه تجمع و راهپیمایی
اعتراضآمیز هشدار داده شده است. علیرغم عدم صدور مجوز راهپیمایی، روز
دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ بزرگترین راهپیمایی جمعیت معترض در مسیر خیابان انقلاب و
آزادی شکل گرفت. با آنکه جمعیت شرکتکننده در آن با ارقام میلیونی برآورد
گردید ولی هیچگاه مخالفان نیز نتوانستند کثرت عظیم جمعیت شرکتکننده در آن
را انکار کنند.
این تجمع و راهپیمایی در حالی صورت گرفت که اطلاعیههای تهدید و هشدار
برای ارعاب مردمی که قصد شرکت در آن داشتند از سوی نهادهای انتظامی و
امنیتی مرتباً از صدا و سیما پخش میشد و تعداد زیادی از نیروی انتظامی
رسمی و غیررسمی نیز برای جلوگیری از تشکیل آن به صحنه آورده شد ولی
ظاهراً به دلیل حجم انبوه جمعیت شرکتکننده و عدم آمادگی کافی نیروهای
مقابلهکننده، اصل تجمع و راهپیمایی بزرگ معترضین به نحو کاملاً
مسالمتآمیز برگزار شد و صرفاً در پایان مراسم و هنگام بازگشت
شرکتکنندگان، در یکی از مسیرها در حوالی میدان آزادی برخوردی صورت
میگیرد و چند نفر کشته میشوند که جزئیات حادثه و عاملان آن هیچگاه به
روشنی معلوم نگردید. علاوه بر بعضی اجتماعات پراکنده دیگر که آن روزها
جریان داشت روز پنجشنبه ۲۸ خرداد نیز راهپیمایی بزرگ دیگری از مبدأ میدان
امام خمینی و خیابان فردوسی صورت گرفت که علیرغم کثرت جمعیت شرکتکننده
به نحوی کاملاً مسالمتآمیز و غالباً بدون شعار کلامی و فریاد صورت گرفت و
اکثراً شعارها به صورت مکتوب نشان داده میشد. این راهپیمایی تقریباً
آخرین حرکتی بود که معترضین بدون مواجهه جدی با نیروهای انتظامی داشتند و
از شنبه ۳۰ خرداد به بعد همه حرکتهای معترضین در صحنههای اجتماعی با
برخوردهای خشن و ضرب و شتم و دستگیری و بعضاً قتل معترضین شرکت کننده در
تجمعات خیابانی از سوی نیروهای انتظامی رسمی و غیررسمی همراه بوده است.
البته همچنانکه گفته شد این برخوردهای خشن متعاقب هشدارهایی بود که
نسبت به عواقب شرکت در اینگونه تجمعات که هیچگاه مجوزی نیز برای آن صادر
نگردیده بود صورت میگرفت ولی آنچه مسلم است این است که نهادهای انتظامی و
امنیتی هیج مفری برای صدور مجوز و برگزاری تجمعات قانونی قائل نبودند و نه
تنها از تشکیل اینگونه اجتماعات در فضاهای عمومی ممانعت به عمل میآوردند
که با شکلگیری هر اجتماع کوچکتری هم که به زعم آنان میتوانست در خدمت
تدارک و برنامهریزی حرکتهای اعتراضی باشد، مقابله کردهاند. حمله به
جلسه دفتر مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، حمله به جلسه دعای کمیل
طرفداران جنبش سبز و نیز جلوگیری از برگزاری جلسه افطاری شورای هماهنگی
جبهه اصلاحات در سالگرد حادثه ۸ شهریور نمونههایی از اینگونه برخوردهاست.
شدت اینگونه برخوردها تا بدانجاست که اخیراً در اعلام مجازات دستگیرشدگان
و زندانیان سیاسی که دادگاههای آنها برگزار شده است، مجازاتهایی چون چند
سال حبس برای شرکت در اجتماعات چندمیلیونی یا چندصدهزار نفری نیز ذکر
میشود.
۳- نادیده انگاشتن مواضع و پیامهای مغایر با سناریو انقلاب مخملی،
جریانی که مایل بود پروژه پیروزی احمدینژاد را با سرکوب اعتراضات منبعث
از آن تکمیل نماید، نیاز داشت تا معترضین را در خدمت هدف انقلاب مخملی و
براندازی نرم یا عاملین آن معرفی نماید تا سرکوب و مقابله با آنها نزد
نیروهای هوادار و نیز عاملین اجرایی این سرکوبها توجیهپذیر باشد. برای
این منظور لازم بود تا علاوه بر آنچه دستگاههای رسانهای دولتی و رسمی در
برانداز معرفی کردن معترضین مطرح میکردند، سران و رهبران معترضین نیز
نتوانند مواضع و دیدگاههای غیربراندازانه خود را به گوش مردم به ویژه آن
دسته از مردمی که به نحوی در اردوی مخالفان آنها جایگرفتهاند، برسانند.
بر این اساس، میتوان گفت حداکثر تلاش به عمل آمده تا مواضع سران معترضین
به ویژه شخص مهندس موسوی در دسترس تودههای مردم به ویژه آنان که به رقیب
وی متمایل بودند، قرار نگیرد. بستن روزنامههای کلمه و اعتماد ملی و اعمال
فشار بر دیگر روزنامههای وابسته به جناح منتقد برای ایجاد محدودیت در
اطلاعرسانی آنها، فیلتر کردن سایتهای خبری و رسانههای مجازی منتسب به
جریان معترض و تهدید و اعمال فشار بر همکاران و نیروهای آنها و حتی به
کارگیری ابزارهای فنی پیشرفته برای ایجاد اختلال در دریافت خبر و تصاویر
از رسانههای ماهوارهای خارجی علیرغم خطرات زیستمحیطی و بهداشتی آن، از
جمله اقداماتی است که در این زمینه به عمل آمده است.
از جمله اهداف این اقدامات اختلال در نظام ارتباطی و اطلاعرسانی در
مجموعه معترضان است ولی هدف خاصتر آن ممانعت از انعکاس مواضعی از رهبران
است که با برچسبهای براندازی سازگار است. به عنوان نمونه، میتوان با
استناد به محتوای بیانیههای میرحسین موسوی نشان داد که محتوای این
بیانیهها و مواضع تا چه میزان با اتهاماتی که به ایشان و جنبش اعتراضی
مردم زده میشود ناسازگار است. به همین دلیل کوشش میشود این ناسازگاریها
بر مردم معلوم نگردد. درخصوص این ناسازگاریها به موارد زیر میتوان اشاره
کرد:
الف: آقای موسوی در همه بیانیههای شانزده گانه خود از بعد از انتخابات
تاکنون بر ضرورت مسالمتآمیز بودن، پرهیز از خشونت و قانونگرایی در بیان
اعتراضات تأکید کرده است. علاوه بر این در همه اسناد و مدارکی که در خصوص
ویژگیهای انقلابهای مخملی وجود دارد، این جنبشها نیز بر روشهای
مسالمتآمیز و پرهیز از خشونت اصرار دارند. با این حال، معلوم نیست چگونه
با آنکه جنبش اعتراضی مردم ایران کاملاً برگرفته از الگوی انقلابهای
مخملی معرفی میشود و علیرغم آنکه میرحسین موسوی هم در تمام بیانیههای
خود بر اعتراض مسالمتآمیز تأکید دارد، ولی جریان سرکوبگر، مایل است
اعتراضات مردمی را از جنس رفتارهای اغتشاشگرایانه و توأم با تخریب و
آتشزدن اموال عمومی و خصوصی و حتی همراه با حمله و تیراندازی به مأموران
و عوامل انتظامی و امنیتی معرفی کند تا آنجا که در بعضی از مصاحبهها و
اظهارنظرهای فرماندههان عملیاتی نیروهای عملکننده، تعداد کشتهها و
زخمیهای عوامل انتظامی و بسیجی بیشتر از معترضین ذکر میگردد. به نظر
میرسد با آنکه این ویژگی کاملاً با خصوصیات انقلابهای مخملی تعارض دارد
ولی به لحاظ اینکه میتواند محمل خوبی برای توجیه سرکوب حرکاتهای اعتراضی
مردم قلمداد شود، مکرراً از سوی رسانههای دولتی به معترضین نسبت داده
میشود. برجستهترین موارد ذکر شده در بیانیههای مهندس موسوی درخصوص
پرهیز از خشونت و مسالمتگرایی در طرح اعتراضات را به شرح زیر میتوان
نشان داد.
بیانیه شماره ۲: خطاب به مردم: «خود را در معرض صدمه قرار نداده، آرامش
و متانت خویش را از دست ندهید و همگان در هر حال حساب خود را از هرگونه
رفتار خشونتآمیز جدا نمایید.»
بیانیه شماره ۳: «توصیه مؤکد آن است که به صورت مسالمتآمیز و با
رعایت اصول عدم برخورد، مخالفت مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه
دهید». «ما درخواست راهپیمایی بزرگ کردهایم تا مردم فرصتی برای نمایش
مخالفت خود پیدا کنند. موافقت مسئولان با این امر میتواند بهترین راهحل
برای مهار هیجانات فعلی باشد.»
بیانیه شماره ۴: «حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و
عمومی فضا را متشنج میکنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست».
بیانیه شماره ۵: «مردم با اعتراضات خود همچنان به پرهیز از خشونت پایبند بمانند».
بیانیه شماره ۸: «از عموم ملت درخواست میکنم با حفظ آرامش، در دام
بدخواهان که کوشش میکنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و
وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و
با رعایت اصول و مبانی انقلاب اسلامی راهبرد اصلی است.»
بیانیه شماره ۹: «ما زمانی در تلاشهای خود موفق خواهیم شد که
ابتکارهای ما در چارچوب قانون باشد. راه حل بسیاری از مشکلات ما قانون
است. هرچند قانون همیشه بیعیب نیست، هرچند طرف مقابل ما قانون را زیر پا
میگذارد، ما برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد به جسد قانون هم احترام
بگذاریم.»
بیانیه شماره ۱۲: «مراقب باشید که آنها شما را تحریک نکنند، تا از جاده حق و قانون منصرف شوید».
بیانیه شماره ۱۳: «ما به اندازهای که از خود صبر و خرد نشان دهیم از
کوششمان نتیجه میگیریم و اگر به سوی تندرویهای بیدلیل بلغزیم زیان
خواهیم برد.»
ب: تأکید آقای موسوی بر دفاع از انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی،
قانون اساسی و ساختارهای قانونی بر آمده از آن: توجه به محتوای تمامی
بیانیههای آقای موسوی گواه آن است که ایشان شالوده اعتراضات خود را نه
تنها علیه ساختارهای قانونی قرار نداده است بلکه وی به دفاع از این
ساختارها، نسبت به نقض و تخلف از آنها یا برخوردهای سلیقهای و گزینشی با
آنها معترض است. البته دفاع وی از این ساختارها مبتنی بر قرائت اصلی و
روشن بیانیهای از آنهاست که براساس آن هیچگاه حقوق و آزادیهای مردم در
تقابل با احکام و ارزشهای الهی که آن را نیز مردم آگاهانه و آزادانه
پذیرفتهاند قرار نمیگیرد. بارزترین موارد اینگونه تأکیدات آقای موسوی در
بیانیههای پس از انتخابات را به شرح زیر میتوان نشان داد:
بیانیه شماره ۲: «ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون
اساسی آن پایبندیم، اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام میدانیم و
حرکت سیاسی را در چارچوبهای قانونی دنبال میکنیم.»
بیانیه شماره ۵: «اعتقاد به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف
نمیکند بلکه استحکام میبخشد، من آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی
آنگونه که بود و جمهوری اسلامی آنگونه که باید باشد، دعوت کنم.» «ما با
بسیجی روبرو نیستیم، بسیجی برادر ماست، سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. در
پی اصلاح هستیم برای بازگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.»
بیانیه شماره ۹: «باید به اسلام بازگردیم، اسلامی که ما را به امانت و
درستی فراخوانده است. به قانون بازگردیم، به قانون اساسی این بزرگترین
میثاق ملت.
نظام و انقلاب اسلامی تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی
فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویاً با چنین وسوسهای
مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق
نایافتهای است.
مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، بسته شدن این راه، تهدیدات
ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد و این بدیلی است که ما
هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم.
هدف ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریتی
کشور بازگردد. حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در
مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی، خروج از شرایط
موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است.
بیانیه شماره ۱۱: «برخلاف آنچه تبلیغات دولتی سعی در القای آن دارد،
این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم. ما حفظ
جمهوری اسلامی را میخواهیم. ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمیخواهیم
آنچه ما میخواهیم، استیفای حقوق ملت است. ما اجرای بیکم و کاست و بدون
تنازل قانون اساسی را میخواهیم.
ما از نماد سبز استفاده کردهایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت و پیامبر آموزگاران آن بودهاند.»
بیانیه شماره ۱۳: «ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود میدانیم. ما
خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه
کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم.»
مصاحبه با قلم نیوز (شنبه ۹/۵/۸۸): «شعارهایی مورد حمایت راه سبز
میلیونی مردم است که فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی نرود. خواسته
مردم دفاع از جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و شعار جمهوری اسلامی
نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد در بیان این جنبه از مطالبات آنان نقش
راهبردی دارد.
ما به دنبال آزادی، عدالت و کرامت انسانی هستیم و اینها اهدافی هستند
که تحققشان با اجماع و تأکید گسترده و تحولآفرین مردم بر چارچوب قانون
اساسی و مطالبهشان برای اجرای کامل و دقیق آن امکانپذیر است.»
ج: مخالفت با نقشآفرینی بیگانگان و نگرانی از خطر حضور و مداخله آنان:
در حالی که به زعم مقابلهکنندگان با حرکت اعتراضی مردم، این جنبش تحت
رهبری و هدایت نیروهای برانداز و بیگانگان قلمداد میشود، آقای موسوی به
عنوان یک ایرانی وطنخواه و استقلال طلب همواره نسبت به خطر نفوذ و مداخله
آنان هشدار داده است و نسبت به روشها و اقداماتی که ممکن است به تسهیل
تأثیرگذاری آنها منتهی شود ابراز نگرانی کرده است. مواردی از این
موضعگیریها را به شرح زیر میتوان نشان داد.
بیانیه شماره ۴: «دولت و صدا و سیما میکوشد موج سبز مردمی را وابسته
به بیگانگان جلوه دهد غافل از آنکه اقبال به رسانههای خارجی حاصل
بیتدبیری و فضای بسته رسانهای موجود است. موج سبز ما تنها منعکسکننده
یک خواست مستقل به حق داخلی است که به مداخله بیگانگان خوشآمد نمیگوید.»
بیانیه شماره ۵: «آقای موسوی ضمن آنکه مطالبات و خواستههای مردم در
جنبش سبز را کاملاً برآمده از آرمانهای انقلاب اسلامی میداند از نسبت
دادن این جنبش به خارج ابراز تأسف میکند و میگوید: «چقدر بیانصافند
کسانی که این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و انقلاب
مخملی مینامند.»
بیانیه شماره ۷: «بستن رسانههای ما، جامعه را به سمت دریافت اطلاعات
از طریق رسانههای خارجی سوق میدهد. این اقدامات راه را برای نفوذ
بیگانگان در تحولات کشور باز میکند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را
در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار میسازد.»
«ماجرای ما، هر چقدر هم که تلخ باشد یک اختلاف خانوادگی است و اگر خامی
کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.»
«حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کشور در مقابل مطامع
بیگانگان و دفاع از اصل جمهوری اسلامی، خروج از شرایط موجود را بیش از پیش
ضروری ساخته است.»
مصاحبه با قلمنیوز : (شنبه ۹/۵/۸۸)
«به رغم ادعای مخالفان، این جنبش حقطلبانه و معقول کوچکترین ارتباطی
با خارج ندارد و داخلی است. ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصلهگذاری
با بیگانگان آگاه است و براساس تجربیات دویست ساله خود نسبت به اجانب با
سوءظن برخورد میکند. در حرکت عظمی که از سوی ایرانیان مقیم خارج در دفاع
از مردم داخل کشور صورت گرفت به طور محسوسی این فاصلهگذاری نمایان بود و
جا دارد از همه این هموطنان سپاسگزاری و تقدیر شود.»
د: دفاع از فضای آزاد برای طرح دیدگاهها و مجادله احسن و اعتقاد به
ضرورت بالا رفتن قدرت تشخیص و انتخاب مردم: آنان که آقای موسوی را متهم به
طرح ادعاهای بیاساس میکنند اگر کمترین صداقتی در رفتار خود داشتند باید
از فضای آزاد برای طرح ادعاها استقبال میکردند. در حالی که آقای موسوی
همواره از بررسی ادعاها از سوی مجامع یا هیئتهای بیطرف استقبال کرده و
برای حکمیت یا داوری مردم در محکمه افکار عمومی، اعتبار قائل است طرف
مقابل ترجیح داده است از همه ظرفیتهای رسانهای برای ادعاهای خود به نحو
یکسویه استفاده کند و مردم را از امکان شنیدن پاسخها یا مدعاهای آقای
موسوی محروم کند. نمونههایی از این موضعگیریهای آقای موسوی به شرح زیر
است:
بیانیه شماره ۵: «درخواست ابطال انتخابات حق مسلم است که باید به صورت
بیطرفانه و از طریق یک هیأت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد نه
اینکه پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود.»
بیانیه شماره ۹: «چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند؟»
مجموعه این گزارهها و عبارات که از متن ۱۵ بیانیه آقای موسوی طی چند
ماهه پس از انتخابات، گزینش و ارائه گردید حاکی از آن است که مطالبات آقای
موسوی و جنبش سبز اساساً هیچ نسبتی با ویژگیهای انقلاب های رنگی ندارد و
ادعاهای پرهیاهوی اولیه در برگزاری دادگاههای فلهای علنی نیز نتوانست به
نحو حقوقی و مسند تعقیب شود. به همین دلیل تشکیل دادگاههای علنی متوقف
گردید و به جای اثبات ادعاهای مربوط به وابستگی دستگیرشدگان به خارج، شرکت
در تجمعات چند میلیونی، بارزترین نماد مجرمیت متهمان و زندانیان پس از
انتخابات در احکام صادره از این دادگاههاست.
در طی چند سال گذشته، مجموعه کنشها و واکنشهای عوامل مؤثر بر
انتخابات، حمایت و قدرتگیری محمود احمدینژاد، نشان میدهد که خصوصیت
مجموعه این جریان بیش از آنکه از ویژگیهای یک جریان اداری – مدیریتی،
سیاسی – نخبهگرایانه و یا حتی فرهنگی و اجتماعی برخوردار باشد، یک گروه
هژمونیک قدرتگراست. به همین دلیل این جریان با هر وجهی از استقلال،
مصلحت، تکثر نهادها و رجال رسمی و غیررسمی اداری کشور در تقابل است.
در تاریخ جمهوری اسلامی، در هیچ دورهای چنین همگنی ظاهری در چینش
عوامل در مجموع ارکان کشور وجود نداشته است، با این وجود تضادها و
کشمکشهاس طیف گسترده اصولگرا با رئیس دستگاه اجرایی به این حد از تعدد
کمی و کیفی برخوردار نبوده است.
لذا امروز صورت مسئله بحران سیاسی کشور، تضاد عقیدتی و سلیقهای موسوی
و احمدینژاد نمیباشد، بلکه صورت مسئله اصلی نگرانی همه نخبگان سیاسی
کشور از جریانی است با خصلتی هژمونیک و تمامتخواه که به شدت خواهان
وفاداری، بی مشارکت، خاموشی، بیانقیاد و حضور خود، بیحضور غیر در صحنه
سیاسی کشور است.
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
انگور ریش بابا خوردم ، دل ما سبزینه بست
به ما میگن که قبول کن ، زورکی ، هر چی که هست
م که آزادم و هشیار ، دلمو آتیش نزن
ای که پول می گیری از قاتل های چماق به دست
شاعر : خودم
Zakaria - Shekaki.mp3 1.4mb
آقا سلطان نمیری ، الهی خیر ببینی
دم حجله ام بشینی ، گل هفت رنگ بچینی
ختم محلّ و جوونی ، سبزه و مهربونی
برای دوستی و مهربت ، قیمت زعفرونی
شاعر : دختری از هرمزگان
Aram - Neda Agha Soltan.mp3 1.3mb
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
انّا لله و انّا الیه راجعون
ظهر امروز سیدعلی حبیبی موسوی خامنه خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی در حوادث تلخ عاشورای حسینی در تهران کشته شد.خواهرزاده ۳۵ ساله مهندس موسوی ظهر امروز در نزدیکی خیابان آزادی از ناحیه بین گردن و کتف هدف گلوله قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه به شهادت رسید.هم اکنون مهندس میرحسین موسوی، والدین این شهید جنبش سبز و جمعی از شخصیت های سیاسی در این بیمارستان حاضر هستند.
سرچشمه : مردم ، ماهواره ها ، origo
فیلم های عاشورای تهران 6 دی 1388 خورشیدی
نمونه فیلم عاشورای تهران 1 نمونه فیلم عاشورای تهران 2 نمونه فیلم عاشورای تهران 3
نمونه فیلم عاشورای تهران 4 نمونه فیلم عاشورای تهران 5 نمونه فیلم عاشورای تهران 6
نمونه فیلم عاشورای تهران 7 نمونه فیلم عاشورای تهران 8 نمونه فیلم عاشورای تهران 9
فیلم مستند عاشورای خونین تهران
در سوگ آزادی: قسمت اول
در سوگ آزادی: قسمت دوم
روایت خبرگزاری های مختلف دنیا (زبان انگلیسی)
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
مقابله با ورود احمدي نژاد به نيويورک با بيلبوردهاي سياری از تصاویر نقض حقوق بشر و سرکوب جنبش سبز
شبکه جنبش راه سبز(جرس):در آستانه ورود محمود احمدی نژاد به
نیویورک برای حضوردر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کمپین بین المللی حقوق
بشر در ایران با نصب پوسترهایی بر روی کامیون هایی که در خیابان های شهر
نیویورک حرکت می کنند و در آنها خشونت های اخیر علیه معترضین و نقض گسترده
حقوق بشر به معرض دید عموم گذاشته می شود، توجه اعضای جامعه جهانی را که
دیپلمات های آنان از اقصی نقاط جهان به نیویورک آمده اند، به وضعیت حقوق
بشر در ایران جلب می کند.
روز گذشته نیز، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و سازمان دیده بان
حقوق بشر در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران، از اعضای مجمع عمومی
سازمان ملل متحد خواستند که نماینده ویژه ای برای تحقیق و تحفص در وضعیت
حقوق بشر ایران معرفی کنند.





روزنامه های ایران حق چاپ این عکس های واقعی را نداشتند ، چون پول می گیرند که دروغ بنویسند.
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
واکنش مادر ندا آقا سلطان به نمایش بسیجیان: دخترم را کشتید، سیاه بازی را تمام کنید
شروین ناظمی
شبکه جنبش راه سبز (جرس): "می خواهم فریاد بزنم چه می خواهید از دخترم؛ تو
را به خدا بس کنید، او را کشتید حالا سیاه بازی راه انداخته اید مقابل
سفارت انگلیس برای چی؟" مدام اشک می ریزد این مادر، گریه امانش نمی دهد،
او مادر ندا آقاسلطان است که این سخنان را می گوید. درست در لحظه ای که
جماعتی را همچون زمان های برگزاری نمایش های رو حوضی خیابانی جمع می کنند،
جمع کرده اند تا هنرشان را به رخ بکشند که در قتل این دختر دست خارجی و
دشمن در کار است تا شاید بتوانند شرم شان را از قتل دختران و پسران جوان
میهن پنهان کنند.
ندا آقاسلطان در جریان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات و پس از خطبه های
آیت الله خامنه ای در نماز جمعه تهران که هشدار داده بود در این تجمعات
ممکن است برخی به دنبال اهداف تروریستی خود باشند به همراه عده ای دیگر از
جوانان معترض به شهادت رسید. انتشار فیلم چگونگی جان دادن این دختر جوان
در لحظه ای کوتاه تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد. دولت احمدی نژاد و
فرماندهان نظامی تاکنون بارها اعلام کرده اند که ندا آقاسلطان توسط عوامل
خارجی به قتل رسیده است.
روز گذشته در حالیکه عده ای را تحت عنوان دانشجویان بسیجی مقابل سفارت
انگلیس برده بودند تا نمایش بازسازی صحنه قتل ندا آقاسلطان را به اجرا
درآوردند، مادر این شهید جنبش سبز، عازم روزنامه ایران بود تا تکذیبیه خبر
دروغ این روزنامه را برای انتشار تحویل آنها دهد. او دقایقی با خبرنگار ما
همکلام شد. خبر دروغ ایران چه بود؟ مادر ندا می گوید: آنها به دروغ نوشته
اند که من برای دادن مجوز ساخت فیلم دخترم به شبکه خبری سی ان ان پول
گرفته ام. او در حالی که داغ دلش تازه شده است و اشک می ریزد، می گوید:"
من اگر داشتم خودم پول می دادم که فیلم دخترم را بسازند، چطور ممکن است
برای ساختن فیلم دخترم پول خواسته باشم. "
خبر روزنامه ایران و برخی سایت های وابسته به اقتدارگرایان که با اعتراض
مادر ندا مواجه شده به این شرح است: "با گذشت چندین ماه از واقعه قتل ندا
آقاسلطان، اخیرا شبکه خبری سیانان در تماسی که با خانواده ندا آقاسلطان
برقرار کرده از آنان خواسته با این شبکه برای ساخت مستندی درباره زندگی
دخترشان همکاری کنند. بر همین اساس، این شبکه خبری در نخستین گام برای
نشان دادن حسننیت خود به خانواده آقاسلطان به آنان پیشنهاد داده با
دریافت 150 هزار دلار عکسها، خاطرات و فیلمهای مختلف مربوط به مرحومه
ندا آقاسلطان را در اختیار سیانان قرار دهند. بنا بر این گزارش،
سیانان قصد دارد با جمعآوری این عکسها و نیز اطلاعات بیشتر درباره ندا
آقاسلطان دست به ساخت مستندی از این واقعه دردناک زده و با وارونه کردن
واقعیت، حملات بیشتری را متوجه جمهوری اسلامی کند."
مادر ندا یکبار دیگر ماجرای چگونگی به شهادت رسیدن فرزندش را اینگونه شرح
می دهد: "من به همراه دخترم در تجمعات اعتراضی شرکت می کردیم. روز به
شهادت رسیدن فرزندم به ندا گفتم امروز نیروهای نظامی حکم تیر گرفته اند
بیرون نرو. ولی دخترم اعتراض کرد و گفت: مادر! اگر من نروم، تو نروی،
دیگران هم نروند، پس چه کسی باید این اعتراض را فریاد بزند. او به همراه
استادش به تظاهرات رفت و کشته شد."
مادر ندا می گوید:" خودشان دخترم را کشتند، آنها یکبار که مرا تهدید به
سکوت می کردند از زبانشان در رفت که دخترم را نشان کرده بودند، آنها به من
گفتند که فیلم تو و دخترت را در راهپیمایی های قبلی داریم. این ادعای آنها
نشان می دهد که آنها دخترم را نشان کرده بودند و در روز حادثه او را کشتند
و حالا مقابل سفارت انگلیس نمایش راه انداخته اند."
مادر ندا در حالی به برگزاری نمایش بازسازی صحنه قتل دخترش در مقابل سفارت
انگلستان در تهران معترض است که اقتدار گرایان تیم های رسانه ای خود را به
صحنه اعزام کرده اند و تدارک وسیعی برای پوشش خبری این مراسم دیده اند.
امروز بیشتر روزنامه های اقتدار گرایان در صفحه اول روزنامه هایشان این
مراسم را به صورت برجسته منتشر کرده اند. کیهان در صفحه اول خود به نقل از
تجمع کنندگان که آنها را دانشجو خوانده، نوشته است: "انگلیس قاتل ندا
آقاسلطان را برای محاکمه به ایران تحویل دهد"، روزنامه ایران نیز همراه با
چاپ عکسی نوشته است: "دانشجویان در برابر سفارت انگلیس اجرا کردند؛
بازسازی صحنه قتل مشکوک آقاسلطان" و روزنامه رسالت نوشته است "دانشجویان
صحنه واقعی قتل ندا آقاسلطان را به تصویر کشیدند". هیچکدام از این روزنامه
ها ننوشتند که مادر و پدر ندا در لحظه ای که دانشجویان به خون خواهی ندا
جمع شده بودند کجا بوده اند و موضع آنها چیست.
خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسداران، سناریوی نمایش اجرا شده در مقابل سفارت انگلیس را اینگونه شرح داده است:
" در ابتداي اين تئاتر خياباني يكي از دانشجويان به عنوان مجري شبكه bbc
فارسي به ايفاي نقش پرداخت. سپس يكي ديگر از دانشجويان در نقش مامور
سازمان جاسوسي انگليس MI6 ماموريت آرش حجازي براي قتل ندا آقا سلطان را
تشريح كرد. وي با دادن مبالغ،اسلحه و بيان نحوه ماموريت آرش حجازي و
همچنين دادن بليت رفت و برگشت به ايران، حجازي را براي انجام ماموريت
روانه ايران كرد.
در قسمت بعدي اين تئاتر، دانشجويي كه نقش آرش حجازي را بازي ميكرد و چهره
خود را با تصوير اين فرد پوشانده بود، نحوه قتل ندا آقا سلطان را به يكي
از همكارانش توضيح داد.
قسمت بعدي اين تئاتر صحنه قتل ندا آقا سلطان بود. آرش حجازي با حضور در
كنار ندا آقا سلطان وي را عليه جمهوري اسلامي و سر دادن شعار تحريك كرده و
وي را به گوشهاي از محل قتل راهنمايي ميكرد. همكار وي نيز در اين زمينه
او را به اين كار تشويق ميكرد و بعد از آن نيز هنگامي كه ندا آقا سلطان
در حال شعار دادن بود، همكار آرش حجازي از پشت سر وي با اسلحهاي كه در
پيراهن خود پنهان كرده بود، پشت سر ندا آقا سلطان را مورد هدف گلوله قرار
داد و وي را به قتل رساند و بعد از آن سوار بر وسيله نقليه خود، از محل
دور شد.
در قسمت بعدي آرش حجازي با حضور در محل قتل با ايجاد سر و صدا و هياهو
مردم را به سمت خود و جنازه ندا سوق داد و شروع به سردادن شعارهايي عليه
جمهوري اسلامي كرد."
بازداشت ساعتی پدر و مادر ندا در روز 13 آبان
مادر ندا در این گپ و گفت کوتاه خبر از بازداشت ساعتی خود و همسرش در روز
13 آبان می دهد. او می گوید: روز 13 آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در
مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم. اما همینکه بسیجی ها چهره ما را
شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. او می افزاید: آنها سپس
برای چند ساعت ما را بازداشت کردند.
اقتدارگرایان که هنوز از شوک رسوایی به قتل رساندن جوانان ایرانی در رسانه
های دنیا بیرون نیامده اند، هر روز می کوشند با نمایشی تازه این رسوایی را
به گونه ای پنهان و با قلب ماهیت کردن این اتفاق از پاسخ دادن به این پرسش
که با کدامین مجوز به روی جوانان معترض وطن، گلوله بسته اید، طفره می
روند. اما جنبشی که با خون این جوانان آبیاری شده، مثل رود خروشان به پیش
می رود. دیروز مردم شرکت کننده در مراسم 13 آبان را به باطوم بستند ولی
باز فردایی در پیش است. 16 آذر در پیش است و بار دیگر جنبش سبز ایران،
صدای اعتراض خود را بلند خواهد کرد تا شاید این بار، حاکمیت صدای مردم را
بشنود.
******************************************
نقش بسیج در کودتا :: PDF :: 828 KB
لینک اصلی ( فیلترش کردند)
لینک کمکی
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
توی مجلّه ی تایمز خواندم که آقای میرحسین موسوی نوه ی عمّه ی "علی خامنه ای" می شود . ولی دیگر تایمز ننوشت این کجا و آن کجا ؟ میرحسین بچه مسلمان و قانونمدار و خامنه ای کافر و قانون شکن است.
فـیلـتر شکـن
1- عزیزان داخل ایران برای دریافت فیلتر شکن اینجا را کلیک کنید.
پس
از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج کنید ، سپس فایل را بر روی
کامپیوتر خود اجرا کنید و منتظر بمانید تا بصورت اتوماتیک صفحه اینترنت
اکسپلورر برایتان باز شود . سپس می توانید بدون مزاحم ، از اینترنت بدون
فیلترینگ استفاده نمائید .
2- فنآوری سایفون؛ برای گذشتن از سد فیلترینگ
با
استفاده از فنآوری سایفون، فیلترشکن شخصی خودتان را داشته باشید. این
فنآوری، به شما اجازه میدهد تا به وبسایت رادیو فردا و دیگر
وبسایتهایی که در ایران فیلتر شدهاند دسترسی پیدا کنید. با یک بار ورود
به «سایفون» بر اساس آنچه در راهنما آمده عمل کنید و از سد فیلترینگ
بگذرید. اینجا را کلیلک کنید.
یامستقیمن به این آدرس بروید :
https://biteintofreedom.info/a.php?token=0738c419b08516dee7d2e431215d73a4
3 - میدانم که
خیلی از دست فیلـترینگ نالانید و با سایت های فیلترشکن نمی شود بیش از 200
کیلوبایت فایل دانلود کرد یا شاید خطای 502 یا خطای CGI ERROR کلافه یتان
می کند ، اما نگران نباشید . خبری خوش دارم برای سبز اندیشان در این بازار
بی رحمی ! برای همیشه از شر فیــلتر دولت کودتـا آسوده شوید و هر چه دلتان
میخواهد بدانید و ببینید ، بگیرید و پخش کنید. ( تو دهنی به خانباجی های
صدا و سیمای کنونی )
* افـزونه ی فــــیلـتـر شــکن مـرورگـر فایـــرفاکـس
4 - از سایت فیـس بـوک میرحسین هم یک لینک دانلود توپ پیدا کردم :
* فایل های آگاهی دهنده ی میرحسین موسوی
5 - از سایت گلـواژه ی امید دریافتم که یاهو مسنجر فیلتر شده است و برای بازکردن باید از meebo استفاده کنید ، آره ، پورت های چت یاهو را دوباره بستند تا ملّت خبرها را دیر به دیر ، دست به دست بگرداند.
6 - دروغ های صدا و سیما :: ببینید چگونه با رسانه ی میلی با نام اسلام ؟؟؟ به مردم دروغ می گویند !!!
در این کلیپ می بینید که چگونه حرف های باراک اوباما را تغییر دادند و به مردم در 30 : 20 دروغ گفتند.
* دانلود کلیپ رسانه های دروغ با فرمت AVI :: حجم 17.47 مگابایت
7 - دروغ های رسانه ها :: اردیبهشت ماه 1388 ، به طور اتفاقی یکی از صفحات پیوست کلیک روزنامه ی جام جم را می خواندم ، دیدم که در آن جمله ای نوشته شده : "مواظب فایل های آلوده به تروجان سایت یوتیوب باشید." و در توضیح آن آمده بود که در یوتیوب فیلم های آلوده به ویروس وجود دارد.
این خبر مرا به شک واداشت تا اینکه یکی دو هفته مانده به انتخابات یوتیوب فیلتر شد و تازه من دوزاری ام افتاد که آن خبر چه بود و هدف پلیدشان از آن خبر چه بود ؟ و فهمیدم که کاسه ای زیر نیم کاسه است حالا میخواهم با دلیل برای شما ثلبت کنم که آن خبر دروغ بود :
1- از هر مهندس کامپیوتری که بپرسید به شما خواهد گفت که فایل های ویدیویی ، نمی توانند ویروسی شوند.
2- اگر بر فرض محال ، ویدیوهای یوتیوب ویروسی بود ، سهام شرکت یوتیوب در آن سه ماه باید افت شدیدی می کرد ، در حالی که یوتیوب روز به روز پولدارتر می شود و تعداد آپلودها در آن سر به فلک می کشد و در بهار 2009 هم شاخص آماری سایت کاهشی نیافته بود. تازه مهندسان یوتیوب یعنی اینقدر گاگول هستند که دست روی دست می گذارند و فایل های EXE یا COM تغییر شکل یافته با CMD را از فایا های FLV تشخیص نمی دهند.
3- اشکال روزنامه ی جام جم در این بود که نمی دانستند شکل جدیدی از FLV های رمزگذاری شده یا به اصطلاح اف ال وی کدک تولید شده است و نرم افزارهایی مانند VLC Media Plazer یا Classic Windows Media Player نمی توانند پخششان کند و شما حتمن باید نرم افزارهای 2009 به این وری مانند FLVPlayer را برای پخش فایل های flv. را بر روی سیستم خود بیفزایید.
دانلود FLVPlayer
لینک اصلی لینک کمکی
فیلم سخنرانی سید علیمحمّد دستغیب شیرازی در شیراز که طی آن خامنه ای را خائن نامید
http://www.youtube.com/watch?v=P6hYbVfcn1I
کلیپ کشتار مردم - صحنه هایی واقعی از پرتاب شدن زندانیان با دست و چشم بسته از بالای پل بزرگراه به دست جنایتکارانی در لباس پلیس ضد شورش و لباس شخصی های بسیجی و نیز فیلم گلوله خوردن جوان معترض از ناحیه سر به دست گاردیهای رژیم اسلامی نما و چند نکته از کشتارگاه کهریزک
دستور اوّل تورات : قتل مکن.
با چه مجوّزی و بر اساس دستور کدام دین ؟ یا
نه ، کدام مسلک ؟ یا نه ، کدام مرام ؟ یا نه ، کدام قانونی اینگونه می کشید ؟
iran2009_koshtaremardom1.divx
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
یا رب بستان داد اسیران ز امیران

اینجا تهرانه ، یعنی شهری که ، هر چی می بینی باعث تحریکه !!!
اما فقط در تهران نیست که از این اتفاق ها افتاد .
به گزارش موج سبز آزادی، شاهدان عینی میگویند راهپیمایانی که از سمت
دانشگاه تهران به سمت میدان هفت تیر در حرکتند به شدت مورد سرکوب پلیسهای
ضدشورش قرار گرفتهاند. کودتاچیان با گاز اشکاور و باتوم به ضرب و شتم
مردم مشغولند.
پلیس ایران در حال کتک زدن یک دختر سبز در خیابان - تاریخ : 13 آبان 1388
لینک 1 لینک 2
پلیس های طرفدار دولت کودتای ایران در حال اجرای رزمایش امنیت ملّی ؟؟؟؟؟ - تاریخ : 13 آبان 1388
لینک 1 لینک 2
پلیس ایران در حال تیراندازی به مردم سبز معترض تهران - تاریخ : 13 آبان 1388
لینک 1 لینک 2
این ها تنها سه نمونه از صد ها فیلم است که صدا و سیما یادش رفت پخش کند و روزنامه ها نباید چاپ کنند.
اگر می بینید کیفیت 3gp هستند ، چون از موبایل گرفته شده اند و دوربین های عکاسان حرفه ای را می شکانند چه برسد به دوربین های مردم عادی. باز صد رحمت به زمان های قدیم که دست کم تاریخ نویسان را نمی کشتند . راوی جنگ زنده می ماند ، آنقدر مردانگی داشتند که راوی جنگ را نکشند و ماجرای کربلا را تحریف نکنند. اما ببینید کار گروه کودتای نظامی احمــدی نژاد به کجا رسیده که حتی تاریخ نگاران و حقیقت گویان را هم پاره می کنند.
هشدار می دهم اگر جلوی این سگهای هار را نگیرید ، فردایتان را نخواهید دید . پس نهراسید و اگر یک مشت به شما زدند ، شما هم از خود دفاع کنید و یک مشت بزنید . وسط دعوا نرخ تعیین نکنید و مظلوم نباشید.
وای به روزی که بگنند نمک !
سخنی از خمینی : "ورود نظامیان به عرصه ی سیاست حرام است."
*****************************
اگر پلیس و بسیج و انصار حزب الله اینجوری در معرض عموم ، مردم خودشان را کتک می زنند ، وای به حال آن سیاهچاله نشین ها و زندانیانی که نمی توان ازشان فیلم گرفت. نمردیم و مفهوم جنبش نرم افزاری را هم فهمیدیم.
منظور از امنیت ملّی را هم فهمیدیم. امنیت ملّی یعنی برقراری امنیت برای صد نفر از کله گنده های حکومت فاسد ایران و خانواده هایشان که مردم را بچاپند و با ترق و توروق و بحران های مصنوعی و دروغ های روزمره که مانند نماز برشان واجب شده بگویند.
امنیت ملی یعنی خانواده ی آن خــامنه ای کافر و آن "حــــدّاد عادل" که پسرش را به بستر دختر خامنـــه ای فرستاد ، کیف دنیا را بکنند تا روز و شب در هم بلولـــند و کمی آنطرف تر ، در خیابان همان شهر ، چند جوان که حتی سنّشان به بیست سال هم نمی رسد ، با وحشیانه ترین روش های صهیونیستی خونین و مالین شوند .
امنیت ملّی یعنی زندانیان را تهدید خواهرمادر کنند و با تهدید تجـاوز به عنفشان ، وادار به اعتراف زوررکی کنند.
امنیت ملّی یعنی خانواده ی احــمدی نژاد به پست و مقام برسند و با پول ملّت سفرهای خارجی بروند و خوش بگذرانند و کمی آنطرفتر جوانی برای یک گرم پنیر ( کراک ) خودش را پاره کند.
امنیت ملّی یعنی افغانی در ایران آسوده تر از جوان ایرانی است. همان افغانستانی که در هندوانه خشخاش می پروراند و رییس جمهور کافرش ( حامد کرزای ) با رییس دولت کودتای ایران ( احمّّدی نژاد ) همدیگر را بغل کنند . این یعنی چی ؟؟؟
ای پلیس ایران ، توبه کن ! که گفت اگر رییس پلیس ، حکم به ظلم بود ، زیر دستش باید بی چون و چرا اطاعت کند ؟ شما بنده ی خدایید ؟؟؟؟؟؟؟ یا بنده ی ظلم ؟
پلیس ایران به جای این که همگام با مردم معترض شود که چیزی جز احقاق حقوق اولیه ی خود یعنی آزادی ( بیان و پس از بیان ) و نیز مجازات متقلّبان و دروغگویان و آدمکشان ماجرای 22 خرداد و اینکه "میزان رأی ملّت است." نمی خواهد ، مردم را با حرکات جوجیتسو و کونگ فو می زند و هر که لب به اعتراض بگشاید را به جرم اختلال در امنیت ملّی که گفتیم منظور همان امنیت چند خانواده ی کله گنده بیش نیست ، به زندان می برند.
فقط برای سه نمونه ی کوتاه ، خانواده ها ی شهید بهشتی ، شهید رجایی ، شهید صیّاد شیرازی همگیشان به موسوی رأی داده بودند ، برای همین اگر دقّت کنید حرفی ازشان نمی زنند.
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
ما نه نرم تنیم ، نه میدانیم چرا فریبکاران حکومت به واژه ی نرم علاقه دارند ؟
و چرا اصرار دارند با "نرم" و "مخمل" و "بیگانه" ما را بفریبند.
اگر راست می گویند ، چرا نمی گویند کهریزک چه بود ؟ همین جنس نرم دوستان !؟؟؟
امام خمینی گفته بود که کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح بدهید.
امام خمینی گفته بود که می ترسم از آن روزی که مردم و جوانان در برابر شما شورای نگهبان قرار بگیرند و حق خود را بخواهند.
ما فقط میدانیم رأیمان را دزدیدند و معترضین را کشتند ، به شیوه ای بدتر از صهیونیست ها.
صهیونیست ها کشور دیگر را می کشند ، نه پوست و استخوان خودشان را.

تا آخرین نفر از قاتلان ندا آقا سلطان و دیگر شهدای پس از انتخابات ،
به گناه خود اعتراف نکنند و در برابر چشمان بیدار ملت قصاص نشوند ، از پای نخواهیم نشست.
براى دختر شهیدم ندا آقا سلطان
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت كنند
تو كشته شدى
ملتى زنده به گور مى شود.
ببين كه چه آرام سر بر بالش مى گذارد
او كه پول مرگ تو را گرفته
شام حلال مى خورد.
تو فقط ايستاده بودى
و خوشدلانه نگاه مى كردى
كه به خانه ات بر گردى
اما ديگر اتاق كوچك خود را نخواهى ديد دخترم
و خيل خيال هاى خوش آينده
بر در و ديوارش پرپر مى زنند.
تو مثل مرغ حلالى به دام افتادى
مرغى حيران
كه مضطربانه چهره ى صيادش را جستجو مى كند
تو به دام افتادى
همچون خوشه ى انگورى
كه لگدكوب شد
و بدل به شراب حرام مى شود
كيانند اينان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
كيانند اينان در تاريكى
كه با صداى پرنده ى خانگى
پارس مى كنند.
كشتندت دخترم
كشتندت
تا يك تن كم شود
اما تو چگونه اين همه تكثير مى شوى.
آه نداى عزيز من
گل سرخى كه بر گلوى تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ى ايران را در ترنم گلبرگ هايش فرو پوشانيد
و اينانى كه ندا داده اند
بلبلانند
ميليون ها تن كه گرد گلى نشسته
و نام تو را مى خوانند.
يعنى ممكن است صداشان را كه براى تو آواز مى خوانند نشنوى
يعنى پنجره ات را بستند كه صداى پيروزى خود را هم نشنوى
ببين كه چه آرام سر بر بالش مى گذارد
او كه صيد حلال مى خورد.
ديوار و زنجيره سبز جهانی در پشتیبانی از جنبش سبز
دولت غیرقانونی ایران ، برنامه ریزان تقلّب و کودتاگران نظامی باید قصاص شوند
( چهارم تیرماه 1388 خورشیدی - 25 ژولای 2009 مسیحی - روز همبستگی با ايران )
یکی از ویژگی های شهید این است که هنگام مرگ ، رو به آسمان لبخند می زند.

دستم بوی گل میداد
مرا به چیدن گل محکوم کردند
اما کسی فکر نکرد شاید گلی کاشته باشم
چگوارا
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
موجآفرینیهای خانگی تا ۱۳ آبان:
اسکنـاس نویسی سبـز
هیچ جشنی برای هیچ کدام از ما بزرگتر و عزیزتر
از این روزهای ظفرمند و تاریخساز کشور عزیزمان ایران نیست. زندگی این
روزهای ما خودش جشن و شادمانی است. ما کودتایی سیاه را شکست دادهایم و
این دستاورد سزاوار پایکوبیهاست. اگر پدرمانمان نخستین نسلی بودند که پس
از سالها در جنگی که میان ایران و قدرتهای خارجی درگرفت نگذاشتند ذرهای
از خاک میهن تسلیم بیگانه شود، ما اولین نسلی هستیم که پوزهی کودتاچیانی
سیاهاندیش را به خاک مالیدهایم. ما کاری کردیم که دشمنان آزادی این خاک
امروز خودشان هم درماندهاند که چه کنند با نقشههای شومی که شبانه کشیده
بودند؛ اما همه یک به یک به تدبیر هوشیاری ما نقش بر آب شد. کیست که نبیند
ما چگونه بلایی بر سر کودتاگران آوردهایم که امروز ذکر هر شب و روزشان
«کاش این قدر طمع نمیکردیم!» شده است. درود بر ما که به تعبیر سروش «نسل
کامکاری» هستیم، نسلی که زوال استبداد را در این خاک جشن خواهد گرفت.
ما امروز داریم تاریخ را زندگی
میکنیم، تاریخ را میسازیم، آینده را تغییر مسیر میدهیم، خواب از چشم
ظالمان میرباییم و ... این مهم چیزی نیست که بتوان دست کمش گرفت. لحظه
لحظه زندگی امروز ما تعیینکنندهی سرنوشت آینده کشورمان است. امروز در
ایران ما، به تعبیر فرخی یزدی، "در محیط توفانزا ماهرانه در جنگ است -
ناخدای استبداد با خدای آزادی". امروز هر کدام از ما کشتیبانی در دریای
طوفانی استبدادیم و از همین روست که کودتاچیان به خود میپیچند و هر روز
از خود میپرسند: "چرا به رغم بازداشت این همه کشتیبان، هنوز کسی در آب
غرق (بخوانید ذوب!) نشده"!

با این حال از تحولات درونی حرکتمان نباید غفلت کنیم. امروز
جنبش سبز ما وارد مرحله تازهای شده است. اگر تا دیروز دغدغه ما اعلام
عدم مشروعیت قانونی دولت احمدینژاد بود (به عنوان دولتی که با کودتای
مشترک برگزارکنندگان انتخابات و نیروهای نظامی سر کار آمده است)، امروز
هدفمان تثبیت این عدم مشروعیت تا زمانی است که دولتی قانونی بر سر کار
آید. طبعا در این مرحله نیاز به آن گامهای بلند اولیه نیست. بایستی
گامهای کوتاهتر اما قاطعتر و محکمتری برداریم تا دستاوردها را تثبیت
کنیم. تقویت بخش خانگی موجآفرینیهای سبز بخشی از رسالت ما در این مرحله
از جنبش دموکراسیخواهی و آزادیطلبی است.
«هرایرانی روزانه ۵ دقیقه برای آزادی»؛ میتواند شعار هر
کدام از ما در این مرحله از زندگی جامعه عزیزمان ایران باشد. هر کس روزانه
میتواند ۵ دقیقه از وقت خود را در خانه به جنبش سبز آزادیخواهی اختصاص
دهد و متناسب با خلاقیت فردی خود آرماناش از آینده ایران را با دیگران
به اشتراک بگذارد. در مرحله کنونی اسکناس یکی از بهترین محملهای موجود
برای به اشتراک گذاشتن این آرمانهاست. به این ترتیب ما وارد فازی خواهیم
شد که در آن خطرات به مراتب کمتری هر کدام از شهروندان سبز را تهدید
میکند، اما همافزایی رفتارهایمان قدرت آن را به صدها برابر افزایش
میدهد.
اسکناسنویسی البته ممکن است بعد از مدتی صدای کودتاگران را
درآورد و تهدید کنند که اسکناسهای نوشتهدار فاقد اعتبار بانکی است.
نگران نباشید و این تهدیدها را جدی نگیرید. کسی که چنین سخنی بر زبان
میآورد از درد مشترک همه حامیان کودتای اخیر رنج میبرد: بیسوادی! آنها
به دلیل ضعف سواد دانشگاهیشان فکر میکنند ارزش پول را بانک مرکزی تعیین
میکند، حال آن که اگر چنین بود بانک مرکزی میتوانست با یک دستور ساده
جلوی تورم را بگیرد و ارزش پول را بالا ببرد! در واق ارزش پول در فرایند
بازار تعیین میشود و اعتبار آن به قرارداد مشترک مصرفکنندگان یک واحد
پولی است. پول یک قرارداد اجتماعی است و این مصرفکنندگان آن هستند که به
آن اعتبار میدهند.
بانک مرکزی تنها کاری که میتواند بکند این است که
اسکناسهای نوشتهدار را خمیر کند و به جایشان اسکناس نو چاپ کند. همین.
این بانک حتی نمیتواند اعلام کند که اسکناسهای نوشتهدار را نخواهد
پذیرفت، چون خوشبختانه سبزها آن قدر زیاد هستند که بر اساس قرارداد میان
خودشان اسکناسها تا همیشه معتبر خواهند ماند. بانک هم راهی برای کنترل
پولهای مبادله شده در سطح جامعه ندارد.
در این شرایط اگر بانک مرکزی طی اطلاعیهای اعلام کند
«اسکناسهای سبزنویسی شده را هیچ بانکی نخواهد پذیرفت» تیر خلاص را به
نظام بانکی خودش زده است. موج سبز آزادی البته امیدوار است آنها این قدر
نادان باشند و این کار را به زودی انجام دهند چون در آن صورت اطلاعیهای
که صادر میکنند دقیقا همان کارکردی را خواهد داشت که جملات آخر خطیب جمعه
در خطبههای نماز جمعه قبل از روز قدس داشت و خود بدل به بزرگترین تبلیغ
و اطلاعرسانی برای پیوستن سبزها به این حرکت خواهد شد.
پس تا ۱۳ آبان، هر ایرانی روزانه ۵ دقیقه آرزوی خود از ایران
آینده را روی اسکناسها خواهد نوشت و در اختیار دیگران خواهد گذاشت.
مطمئنا آینده ایران بر اثر برایند همین آرزوهاست که ساخته میشود.

+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|
+
نوشته شده در ساعت   توسط دختر مجارستانی
|